| شکل سوم شخص مفرد | signalizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | signalizing |
| زمان گذشته | signalized |
| قسمت سوم فعل | signalized |
signalize change
علامت تغییر
signalize event
علامت رویداد
signalize intention
علامت قصد
signalize arrival
علامت ورود
signalize departure
علامت خروج
signalize changeover
علامت تغییر وضعیت
signalize transition
علامت گذار
signalize readiness
علامت آمادگی
signalize warning
علامت هشدار
signalize completion
علامت تکمیل
the bright lights signalize the start of the festival.
نورهای روشن آغاز جشن را نشان میدهند.
traffic signs signalize important rules for drivers.
علائم راهنمایی رانندگی قوانین مهم را برای رانندگان نشان میدهند.
the bells signalize the end of the class.
زنگها پایان کلاس را نشان میدهند.
they used fireworks to signalize the new year.
آنها از آتشبازی برای نشان دادن سال جدید استفاده کردند.
his smile seemed to signalize his approval.
لبخندش به نظر میرسید که تایید او را نشان میدهد.
flags signalize the beginning of the race.
پرچمها شروع مسابقه را نشان میدهند.
the change in weather can signalize a shift in seasons.
تغییر آب و هوا میتواند نشاندهنده تغییر فصلها باشد.
her decision to leave may signalize a new chapter in her life.
تصمیم او برای رفتن ممکن است نشاندهنده یک فصل جدید در زندگیاش باشد.
these symptoms may signalize a more serious condition.
این علائم ممکن است نشاندهنده یک وضعیت جدیتر باشند.
the announcement will signalize the launch of the product.
اعلامیه آغاز عرضه محصول را نشان خواهد داد.
signalize change
علامت تغییر
signalize event
علامت رویداد
signalize intention
علامت قصد
signalize arrival
علامت ورود
signalize departure
علامت خروج
signalize changeover
علامت تغییر وضعیت
signalize transition
علامت گذار
signalize readiness
علامت آمادگی
signalize warning
علامت هشدار
signalize completion
علامت تکمیل
the bright lights signalize the start of the festival.
نورهای روشن آغاز جشن را نشان میدهند.
traffic signs signalize important rules for drivers.
علائم راهنمایی رانندگی قوانین مهم را برای رانندگان نشان میدهند.
the bells signalize the end of the class.
زنگها پایان کلاس را نشان میدهند.
they used fireworks to signalize the new year.
آنها از آتشبازی برای نشان دادن سال جدید استفاده کردند.
his smile seemed to signalize his approval.
لبخندش به نظر میرسید که تایید او را نشان میدهد.
flags signalize the beginning of the race.
پرچمها شروع مسابقه را نشان میدهند.
the change in weather can signalize a shift in seasons.
تغییر آب و هوا میتواند نشاندهنده تغییر فصلها باشد.
her decision to leave may signalize a new chapter in her life.
تصمیم او برای رفتن ممکن است نشاندهنده یک فصل جدید در زندگیاش باشد.
these symptoms may signalize a more serious condition.
این علائم ممکن است نشاندهنده یک وضعیت جدیتر باشند.
the announcement will signalize the launch of the product.
اعلامیه آغاز عرضه محصول را نشان خواهد داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید