signalize

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnəˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مشهور یا قابل توجه کردن؛ به کسی اشاره کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsignalizes
صفت یا فعل حال استمراریsignalizing
زمان گذشتهsignalized
قسمت سوم فعلsignalized

عبارات و ترکیب‌ها

signalize change

علامت تغییر

signalize event

علامت رویداد

signalize intention

علامت قصد

signalize arrival

علامت ورود

signalize departure

علامت خروج

signalize changeover

علامت تغییر وضعیت

signalize transition

علامت گذار

signalize readiness

علامت آمادگی

signalize warning

علامت هشدار

signalize completion

علامت تکمیل

جملات نمونه

the bright lights signalize the start of the festival.

نورهای روشن آغاز جشن را نشان می‌دهند.

traffic signs signalize important rules for drivers.

علائم راهنمایی رانندگی قوانین مهم را برای رانندگان نشان می‌دهند.

the bells signalize the end of the class.

زنگ‌ها پایان کلاس را نشان می‌دهند.

they used fireworks to signalize the new year.

آنها از آتش‌بازی برای نشان دادن سال جدید استفاده کردند.

his smile seemed to signalize his approval.

لبخندش به نظر می‌رسید که تایید او را نشان می‌دهد.

flags signalize the beginning of the race.

پرچم‌ها شروع مسابقه را نشان می‌دهند.

the change in weather can signalize a shift in seasons.

تغییر آب و هوا می‌تواند نشان‌دهنده تغییر فصل‌ها باشد.

her decision to leave may signalize a new chapter in her life.

تصمیم او برای رفتن ممکن است نشان‌دهنده یک فصل جدید در زندگی‌اش باشد.

these symptoms may signalize a more serious condition.

این علائم ممکن است نشان‌دهنده یک وضعیت جدی‌تر باشند.

the announcement will signalize the launch of the product.

اعلامیه آغاز عرضه محصول را نشان خواهد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید