smatter

[ایالات متحده]/ˈsmætə/
[بریتانیا]/ˈsmætər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن درک سطحی از چیزی; صحبت کردن یا استفاده از دانش به صورت سطحی
n. دانش سطحی یا محدود; مقدار کمی از دانش
Word Forms
زمان گذشتهsmattered
قسمت سوم فعلsmattered
شکل سوم شخص مفردsmatters
جمعsmatters
صفت یا فعل حال استمراریsmattering

عبارات و ترکیب‌ها

smatter here

اینجا چه خبر

smatter of fact

در واقع

smatter of time

وقت مناسب

smatter around

در اطراف

smatter about

در مورد

smatter more

بیشتر چه خبر

smatter less

کمتر چه خبر

smatter now

الان چه خبر

smatter later

بعداً چه خبر

جملات نمونه

he only knows a smatter of french.

او فقط کمی از زبان فرانسه می‌داند.

she has a smatter of knowledge about history.

او کمی دانش در مورد تاریخ دارد.

they smatter in several languages.

آنها در چندین زبان صحبت می‌کنند.

he has a smatter of skills in coding.

او کمی مهارت در کدنویسی دارد.

she can smatter about the latest trends.

او می‌تواند در مورد آخرین روندها صحبت کند.

he smatters on various topics during the meeting.

او در طول جلسه در مورد موضوعات مختلف صحبت می‌کند.

she only has a smatter of understanding about the project.

او فقط کمی درک محدودی از پروژه دارد.

he smatters in art appreciation.

او در مورد هنر صحبت می‌کند.

they smatter on the subject of travel.

آنها در مورد موضوع سفر صحبت می‌کنند.

she has a smatter of experience in marketing.

او کمی تجربه در زمینه بازاریابی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید