the river wound snakily through the valley, creating a beautiful landscape.
رودخانه به صورت مار مانند در میان دره پیچ و تاب میخورد و منظرهای زیبا ایجاد میکرد.
the climbing path snakily ascended the steep mountain face.
مسیر صعودی به صورت مار مانند به سمت دیواره سنگی شیبدار صعود میکرد.
the green vine grew snakily along the ancient stone wall.
سرخس سبز به صورت مار مانند در امتداد دیوار سنگی باستانی رشد میکرد.
thin wisps of smoke rose snakily from the distant chimney.
دودههای نازک به صورت مار مانند از دودکش دوردست بلند میشدند.
the old train moved snakily around the winding mountain curves.
قطار قدیمی به صورت مار مانند در اطراف پیچهای کوهستانی حرکت میکرد.
the cunning politician spoke snakily to avoid directly answering questions.
سیاستمدان حیلهگر به صورت مار مانند صحبت میکردند تا از پاسخ مستقیم به سؤالات اجتناب کنند.
the clear stream flowed snakily through the lush green meadow.
جوی آب زلال به صورت مار مانند در میان چمنزار سرسبز و انبوه جریان مییافت.
the highway snakily crossed the vast and lonely desert.
جاده بزرگراه به صورت مار مانند صحرای وسیع و خلوت را عبور میکرد.
the professional dancer moved her body snakily across the stage.
رقاص حرفهای بدن خود را به صورت مار مانند در سراسر صحنه حرکت میداد.
the strong tree roots spread snakily deep underground.
ریشههای قوی درخت به صورت مار مانند عمیقاً در زیر زمین پخش میشدند.
the narrow trail snakily disappeared into the dark forest ahead.
مسیر باریک به صورت مار مانند در جنگل تاریک در پیش رو ناپدید میشد.
the lightning bolt struck and snakily cracked across the night sky.
یک رعد و برق زد و به صورت مار مانند در سراسر آسمان شب ترک خورد.
the river wound snakily through the valley, creating a beautiful landscape.
رودخانه به صورت مار مانند در میان دره پیچ و تاب میخورد و منظرهای زیبا ایجاد میکرد.
the climbing path snakily ascended the steep mountain face.
مسیر صعودی به صورت مار مانند به سمت دیواره سنگی شیبدار صعود میکرد.
the green vine grew snakily along the ancient stone wall.
سرخس سبز به صورت مار مانند در امتداد دیوار سنگی باستانی رشد میکرد.
thin wisps of smoke rose snakily from the distant chimney.
دودههای نازک به صورت مار مانند از دودکش دوردست بلند میشدند.
the old train moved snakily around the winding mountain curves.
قطار قدیمی به صورت مار مانند در اطراف پیچهای کوهستانی حرکت میکرد.
the cunning politician spoke snakily to avoid directly answering questions.
سیاستمدان حیلهگر به صورت مار مانند صحبت میکردند تا از پاسخ مستقیم به سؤالات اجتناب کنند.
the clear stream flowed snakily through the lush green meadow.
جوی آب زلال به صورت مار مانند در میان چمنزار سرسبز و انبوه جریان مییافت.
the highway snakily crossed the vast and lonely desert.
جاده بزرگراه به صورت مار مانند صحرای وسیع و خلوت را عبور میکرد.
the professional dancer moved her body snakily across the stage.
رقاص حرفهای بدن خود را به صورت مار مانند در سراسر صحنه حرکت میداد.
the strong tree roots spread snakily deep underground.
ریشههای قوی درخت به صورت مار مانند عمیقاً در زیر زمین پخش میشدند.
the narrow trail snakily disappeared into the dark forest ahead.
مسیر باریک به صورت مار مانند در جنگل تاریک در پیش رو ناپدید میشد.
the lightning bolt struck and snakily cracked across the night sky.
یک رعد و برق زد و به صورت مار مانند در سراسر آسمان شب ترک خورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید