| جمع | stonewalls |
| شکل سوم شخص مفرد | stonewalls |
| صفت یا فعل حال استمراری | stonewalling |
| زمان گذشته | stonewalled |
| قسمت سوم فعل | stonewalled |
stonewall tactics
تاکتیکهای دیوار حصیری
stonewall defense
دفاع دیوار حصیری
stonewall strategy
استراتژی دیوار حصیری
stonewall approach
رویکرد دیوار حصیری
stonewall issue
مشکل دیوار حصیری
stonewall response
پاسخ دیوار حصیری
stonewall policy
سیاست دیوار حصیری
stonewall meeting
جلسه دیوار حصیری
stonewall behavior
رفتار دیوار حصیری
stonewall effort
تلاش دیوار حصیری
the government decided to stonewall the investigation.
دولت تصمیم گرفت تحقیقات را مسدود کند.
during the meeting, he tried to stonewall the questions.
در طول جلسه، او سعی کرد سوالات را مسدود کند.
they stonewalled us when we asked for more information.
وقتی درخواست اطلاعات بیشتری کردیم، آنها ما را مسدود کردند.
the ceo's stonewalling raised suspicions among the employees.
مسدود کردن مدیرعامل باعث ایجاد سوء ظن در بین کارمندان شد.
she felt frustrated by his constant stonewalling.
او از مسدود کردن مداوم او ناامید شد.
efforts to stonewall the project have failed.
تلاشها برای مسدود کردن پروژه شکست خورده است.
stonewalling can damage trust in a relationship.
مسدود کردن میتواند اعتماد را در یک رابطه آسیب برساند.
the politician was accused of stonewalling the debate.
سیاستمدان به مسدود کردن بحث متهم شدند.
he used stonewalling tactics to avoid answering.
او از تاکتیکهای مسدود کردن برای اجتناب از پاسخ دادن استفاده کرد.
stonewalling is a common tactic in negotiations.
مسدود کردن یک تاکتیک رایج در مذاکرات است.
stonewall tactics
تاکتیکهای دیوار حصیری
stonewall defense
دفاع دیوار حصیری
stonewall strategy
استراتژی دیوار حصیری
stonewall approach
رویکرد دیوار حصیری
stonewall issue
مشکل دیوار حصیری
stonewall response
پاسخ دیوار حصیری
stonewall policy
سیاست دیوار حصیری
stonewall meeting
جلسه دیوار حصیری
stonewall behavior
رفتار دیوار حصیری
stonewall effort
تلاش دیوار حصیری
the government decided to stonewall the investigation.
دولت تصمیم گرفت تحقیقات را مسدود کند.
during the meeting, he tried to stonewall the questions.
در طول جلسه، او سعی کرد سوالات را مسدود کند.
they stonewalled us when we asked for more information.
وقتی درخواست اطلاعات بیشتری کردیم، آنها ما را مسدود کردند.
the ceo's stonewalling raised suspicions among the employees.
مسدود کردن مدیرعامل باعث ایجاد سوء ظن در بین کارمندان شد.
she felt frustrated by his constant stonewalling.
او از مسدود کردن مداوم او ناامید شد.
efforts to stonewall the project have failed.
تلاشها برای مسدود کردن پروژه شکست خورده است.
stonewalling can damage trust in a relationship.
مسدود کردن میتواند اعتماد را در یک رابطه آسیب برساند.
the politician was accused of stonewalling the debate.
سیاستمدان به مسدود کردن بحث متهم شدند.
he used stonewalling tactics to avoid answering.
او از تاکتیکهای مسدود کردن برای اجتناب از پاسخ دادن استفاده کرد.
stonewalling is a common tactic in negotiations.
مسدود کردن یک تاکتیک رایج در مذاکرات است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید