territorialize

[ایالات متحده]/ˌtɛrɪˈtɔːrɪəˌlaɪz/
[بریتانیا]/ˌtɛrɪˈtɔːrɪəˌlaɪz/

ترجمه

vt. به یک منطقه یا زمین تبدیل کردن، به ویژه از طریق گسترش؛ منابع یا مسئولیت‌ها را بر اساس منطقه‌ها تخصیص دادن؛ چیزی را بر اساس مناطق جغرافیایی سازماندهی یا ساختاردهی کردن.
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردterritorializes
صفت یا فعل حال استمراریterritorializing
زمان گذشتهterritorialized
قسمت سوم فعلterritorialized

عبارات و ترکیب‌ها

to territorialize

تریتوریال کردن

territorializing space

فضای تریتوریال کردن

territorialized area

منطقه‌ای که تریتوریال شده است

territorializing behavior

رفتار تریتوریال کردن

territorialize territory

تریتوریال کردن زمین

territorialized zone

منطقه‌ای که تریتوریال شده است

territorializing process

فرآیند تریتوریال کردن

territorialize resources

منابع را تریتوریال کردن

territorialized land

زمینی که تریتوریال شده است

territorializing species

گونه‌های تریتوریال کننده

جملات نمونه

animals often territorialize their nesting areas to protect their offspring from predators.

حیوانات اغلب مناطق تکثربندی خود را به طور مکانی می‌کنند تا فرزندان خود را از شکارچی‌ها حفظ کنند.

urban planners continue to territorialize city spaces through zoning regulations and land use policies.

برنامه‌ریزان شهری با استفاده از قوانین تقسیم‌بندی و سیاست‌های استفاده از زمین، ادامه می‌دهند تا فضاهای شهری را به طور مکانی می‌کنند.

the multinational corporation seeks to territorialize new markets in emerging economies across southeast asia.

شرکت چندملیتی سعی می‌کند بازارهای جدید را در اقتصادهای در حال ظهور در جنوب شرق آسیا به طور مکانی می‌کند.

social media platforms territorialize user attention through sophisticated algorithms and addictive design features.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی با استفاده از الگوریتم‌های پیچیده و ویژگی‌های طراحی جذب‌کننده، توجه کاربران را به طور مکانی می‌کنند.

nationalist movements attempt to territorialize collective identity through shared language symbols and cultural rituals.

حرکات ملی‌گرایی سعی می‌کنند با استفاده از نمادهای زبان مشترک و ریتم‌های فرهنگی، هویت جمعی را به طور مکانی می‌کنند.

european colonial powers historically territorialized foreign lands through military conquest and administrative control.

male birds frequently territorialize their mating grounds through elaborate songs and vibrant plumage displays.

پرندگان نر اغلب با استفاده از آوازهای پیچیده و نمایش‌های پر و رنگ، زمین‌های زادآوری خود را به طور مکانی می‌کنند.

conservation organizations work to territorialize protected areas from illegal logging and mining operations.

سازمان‌های حفاظتی سعی می‌کنند مناطق حفاظت شده را از فعالیت‌های قاچاق چوب و معادن به طور مکانی می‌کنند.

the professional sports franchise territorializes its home stadium as a psychological fortress against visiting opponents.

فرanchise ورزشی حرفه‌ای بازیگاه خود را به عنوان یک پناهگاه روانی در برابر تیم‌های مهمان به طور مکانی می‌کند.

online gaming communities territorialize virtual worlds through membership requirements and access restrictions.

جامعه‌های بازی‌های آنلاین دنیای مجازی را با استفاده از الزامات عضویت و محدودیت‌های دسترسی به طور مکانی می‌کنند.

indigenous peoples strive to territorialize ancestral lands through land claim treaties and legal recognition.

مردم بومی سعی می‌کنند زمین‌های اجدادی خود را با استفاده از معاهدات ادعای زمین و شناسایی قانونی به طور مکانی می‌کنند.

global brands territorialize consumer consciousness through omnipresent advertising and strategic product placement.

برندهای جهانی با استفاده از تبلیغات گسترده و قرار دادن محصولات استراتژیک، آگاهی مصرف‌کننده را به طور مکانی می‌کنند.

street gangs territorialize urban neighborhoods to establish control over drug trafficking routes and illegal economies.

گروه‌های جرایم خیابانی مناطق شهری را به طور مکانی می‌کنند تا کنترل را بر روی مسیرهای توزیع مواد مخدر و اقتصادهای غیرقانونی ایجاد کنند.

researchers study how wolf packs territorialize their hunting ranges to maintain sufficient prey populations.

پژوهشگران مطالعه می‌کنند که چگونه گروه‌های شکارچی شیطانی مناطق شکار خود را به طور مکانی می‌کنند تا جمعیت کافی از غذا را حفظ کنند.

the authoritarian government moved to territorialize the disputed border region by deploying additional military forces.

حکومت دiktاتوری با ارسال نیروهای نظامی اضافی، به منطقه مرزی متنازع به طور مکانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید