We spend the afternoon traipse from one shop to another.
ما بعد از ظهر را به صورت پراکنده از یک مغازه به مغازه دیگر رفتیم.
students had to traipse all over London to attend lectures.
دانشجویان مجبور شدند برای شرکت در سخنرانی ها در سراسر لندن پرسه بزنند.
- You're gonna let me traipse on out of here.- Depends on the information.
- اجازه می دهید از اینجا خارج شوم؟ - بستگی به اطلاعات دارد.
Sweat trickles down my back as I traipse through a meadow of tall grass, ironweed, asters—and lots of poison ivy.
عرق از پشت من سرازیر میشود در حالی که از میان یک مزرعه علف بلند، چوب آهن، آسترها و مقدار زیادی پیچک سمی عبور میکنم.
She loves to traipse through the forest on weekends.
او عاشق پرسه زدن در جنگل در آخر هفته هاست.
We decided to traipse around the city and explore its hidden gems.
ما تصمیم گرفتیم در شهر پرسه بزنیم و مرواریدهای پنهان آن را کشف کنیم.
The kids traipsed back and forth in the yard, full of energy.
کودکان با انرژی زیاد در حیاط پرسه می زدند.
I don't want to traipse all the way to the store just for a snack.
من نمی خواهم فقط برای یک میان وعده تمام راه را تا مغازه بروم.
She traipsed into the room, dripping wet from the rain.
او با حالتی خیس از باران وارد اتاق شد.
He traipsed through the muddy fields, not caring about getting dirty.
او بدون توجه به کثیف شدن، از میان مزارع لجنگرفته عبور کرد.
They traipsed up the mountain, enjoying the scenic views along the way.
آنها در حالی که از مناظر دیدنی در طول مسیر لذت می بردند، به سمت بالای کوه رفتند.
I traipsed through the museum, taking my time to admire each exhibit.
من با دقت در حال بازدید از موزه بودم و از هر نمایشگاه لذت می بردم.
The dog traipsed around the park, sniffing at everything in sight.
سگ در پارک پرسه می زد و به همه چیز در اطراف خود بو می کرد.
After a long day of traipsing around the city, we were exhausted but satisfied.
بعد از یک روز طولانی پرسه زدن در شهر، ما خسته اما راضی بودیم.
We spend the afternoon traipse from one shop to another.
ما بعد از ظهر را به صورت پراکنده از یک مغازه به مغازه دیگر رفتیم.
students had to traipse all over London to attend lectures.
دانشجویان مجبور شدند برای شرکت در سخنرانی ها در سراسر لندن پرسه بزنند.
- You're gonna let me traipse on out of here.- Depends on the information.
- اجازه می دهید از اینجا خارج شوم؟ - بستگی به اطلاعات دارد.
Sweat trickles down my back as I traipse through a meadow of tall grass, ironweed, asters—and lots of poison ivy.
عرق از پشت من سرازیر میشود در حالی که از میان یک مزرعه علف بلند، چوب آهن، آسترها و مقدار زیادی پیچک سمی عبور میکنم.
She loves to traipse through the forest on weekends.
او عاشق پرسه زدن در جنگل در آخر هفته هاست.
We decided to traipse around the city and explore its hidden gems.
ما تصمیم گرفتیم در شهر پرسه بزنیم و مرواریدهای پنهان آن را کشف کنیم.
The kids traipsed back and forth in the yard, full of energy.
کودکان با انرژی زیاد در حیاط پرسه می زدند.
I don't want to traipse all the way to the store just for a snack.
من نمی خواهم فقط برای یک میان وعده تمام راه را تا مغازه بروم.
She traipsed into the room, dripping wet from the rain.
او با حالتی خیس از باران وارد اتاق شد.
He traipsed through the muddy fields, not caring about getting dirty.
او بدون توجه به کثیف شدن، از میان مزارع لجنگرفته عبور کرد.
They traipsed up the mountain, enjoying the scenic views along the way.
آنها در حالی که از مناظر دیدنی در طول مسیر لذت می بردند، به سمت بالای کوه رفتند.
I traipsed through the museum, taking my time to admire each exhibit.
من با دقت در حال بازدید از موزه بودم و از هر نمایشگاه لذت می بردم.
The dog traipsed around the park, sniffing at everything in sight.
سگ در پارک پرسه می زد و به همه چیز در اطراف خود بو می کرد.
After a long day of traipsing around the city, we were exhausted but satisfied.
بعد از یک روز طولانی پرسه زدن در شهر، ما خسته اما راضی بودیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید