truckle to
چشمپوشی کردن
truckle under
زیر بار رفتن
truckle for
برای باج گرفتن
truckle away
دور زدن
truckle down
تسلیم شدن
truckle to authority
در برابر اقتدار چشمیپوشی کردن
truckle before
در برابر ... چشمیپوشی کردن
truckle like
مانند ... چشمیپوشی کردن
truckle excessively
به شدت چشمیپوشی کردن
truckle to pressure
تحت فشار چشمیپوشی کردن
he tends to truckle to his boss to avoid conflict.
او تمایل دارد تا از ترس درگیری، در برابر رئیس خود تعارف کند.
many students truckle to their teachers for better grades.
بسیاری از دانش آموزان برای گرفتن نمرات بهتر، در برابر معلم خود تعارف می کنند.
she refuses to truckle to societal expectations.
او از تعارف کردن به انتظارات جامعه امتناع می کند.
it’s unwise to truckle to peer pressure.
تعارف کردن با فشار همسالان غیرمنصفانه است.
he will not truckle to anyone, no matter the situation.
او تحت هیچ شرایطی در برابر کسی تعارف نخواهد کرد.
some leaders truckle to popular opinion instead of making tough decisions.
برخی از رهبران به جای اتخاذ تصمیمات دشوار، در برابر نظر عمومی تعارف می کنند.
don't truckle to your fears; face them head-on.
به ترس های خود تعارف نکنید؛ با شجاعت با آنها روبرو شوید.
she truckled to her friends just to fit in.
او فقط برای اینکه با دوستانش هماهنگ باشد، در برابر آنها تعارف کرد.
it’s disappointing to see someone truckle to their critics.
دیدن اینکه کسی در برابر منتقدان خود تعارف می کند، ناراحت کننده است.
he had no choice but to truckle to the demands of the committee.
او چاره ای جز تعارف کردن به خواسته های کمیته نداشت.
truckle to
چشمپوشی کردن
truckle under
زیر بار رفتن
truckle for
برای باج گرفتن
truckle away
دور زدن
truckle down
تسلیم شدن
truckle to authority
در برابر اقتدار چشمیپوشی کردن
truckle before
در برابر ... چشمیپوشی کردن
truckle like
مانند ... چشمیپوشی کردن
truckle excessively
به شدت چشمیپوشی کردن
truckle to pressure
تحت فشار چشمیپوشی کردن
he tends to truckle to his boss to avoid conflict.
او تمایل دارد تا از ترس درگیری، در برابر رئیس خود تعارف کند.
many students truckle to their teachers for better grades.
بسیاری از دانش آموزان برای گرفتن نمرات بهتر، در برابر معلم خود تعارف می کنند.
she refuses to truckle to societal expectations.
او از تعارف کردن به انتظارات جامعه امتناع می کند.
it’s unwise to truckle to peer pressure.
تعارف کردن با فشار همسالان غیرمنصفانه است.
he will not truckle to anyone, no matter the situation.
او تحت هیچ شرایطی در برابر کسی تعارف نخواهد کرد.
some leaders truckle to popular opinion instead of making tough decisions.
برخی از رهبران به جای اتخاذ تصمیمات دشوار، در برابر نظر عمومی تعارف می کنند.
don't truckle to your fears; face them head-on.
به ترس های خود تعارف نکنید؛ با شجاعت با آنها روبرو شوید.
she truckled to her friends just to fit in.
او فقط برای اینکه با دوستانش هماهنگ باشد، در برابر آنها تعارف کرد.
it’s disappointing to see someone truckle to their critics.
دیدن اینکه کسی در برابر منتقدان خود تعارف می کند، ناراحت کننده است.
he had no choice but to truckle to the demands of the committee.
او چاره ای جز تعارف کردن به خواسته های کمیته نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید