unconstraining

[ایالات متحده]/ˌʌnkənˈstreɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌnkənˈstreɪnɪŋ/

ترجمه

v. بی‌ محدود؛ بدون تحمیل محدودیت یا منع

جملات نمونه

the company's unconstraining policy allows employees to work flexible hours and choose their preferred work locations.

سیاست بدون محدودیت شرکت به کارکنان اجازه می‌دهد تا ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیر داشته باشند و مکان‌های کاری مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

an unconstraining environment fosters creativity and encourages employees to share innovative ideas without fear.

یک محیط بدون محدودیت، خلاقیت را تقویت می‌کند و کارکنان را تشویق می‌کند تا بدون ترس ایده‌های نوآورانه را به اشتراک بگذارند.

the professor adopted an unconstraining approach that welcomed diverse perspectives and constructive criticism.

این پروفسور از رویکردی بدون محدودیت استفاده کرد که دیدگاه‌های متنوع و انتقادات سازنده را خوش آمد می‌گفت.

their unconstraining management style empowers team members to make independent decisions and take ownership.

سبک مدیریت بدون محدودیت آنها به اعضای تیم این امکان را می‌دهد تا تصمیمات مستقل بگیرند و مسئولیت را بر عهده بگیرند.

the startup maintains an unconstraining workplace culture where experimentation and calculated risk-taking are valued.

این استارتاپ یک فرهنگ کاری بدون محدودیت را حفظ می‌کند که در آن آزمایش و پذیرش خطر حساب‌شده ارزش‌گذاری می‌شود.

an unconstraining framework enables researchers to explore unconventional hypotheses and breakthrough possibilities.

یک چارچوب بدون محدودیت به محققان این امکان را می‌دهد تا فرضیه‌های غیرمتعارف و امکانات پیشگامانه را بررسی کنند.

the artist's unconstraining design philosophy emphasizes organic shapes and spontaneous creative expression.

فلسفه طراحی بدون محدودیت این هنرمند بر اشکال ارگانیک و بیان خلاقانه خودجوش تاکید دارد.

their unconstraining methodology gives students freedom to investigate topics that genuinely interest them.

روش‌شناسی بدون محدودیت آنها به دانش‌آموزان آزادی می‌دهد تا موضوعاتی را که واقعاً به آنها علاقه دارند، بررسی کنند.

an unconstraining educational system prioritizes critical thinking over rote memorization and standardized testing.

یک سیستم آموزشی بدون محدودیت تفکر انتقادی را بر حفظ مطالب و آزمون‌های استاندارد اولویت می‌دهد.

the unconstraining regulations allow small businesses to adapt quickly to changing market conditions.

قوانین بدون محدودیت به کسب و کارهای کوچک این امکان را می‌دهد که به سرعت با شرایط متغیر بازار سازگار شوند.

her unconstraining leadership style creates psychological safety and promotes open communication among team members.

سبک رهبری بدون محدودیت او، امنیت روانشناختی ایجاد می‌کند و ارتباطات باز را در بین اعضای تیم ترویج می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید