unstructuredness

[ایالات متحده]/ˌʌnˈstrʌktʃərdnəs/
[بریتانیا]/ˌʌnˈstrʌktʃərdnəs/

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی بودن غیرساختاریافته، به خصوص در زمینه‌های شبکه یا داده.

عبارات و ترکیب‌ها

extreme unstructuredness

بی‌نظمي شدید

complete unstructuredness

بی‌نظمي کامل

total unstructuredness

بی‌نظمي کلی

inherent unstructuredness

بی‌نظمي ذاتی

apparent unstructuredness

بی‌نظمي ظاهری

data unstructuredness

بی‌نظمي داده‌ها

semantic unstructuredness

بی‌نظمي معنایی

random unstructuredness

بی‌نظمي تصادفی

structural unstructuredness

بی‌نظمي ساختاری

problematic unstructuredness

بی‌نظمي مشکل‌ساز

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید