walk-out strike
شكست دادن
walk-out threat
تهدید خروج
mass walk-out
خروج دسته جمعی
stage walk-out
خروج از صحنه
walk-out protest
اعتراض خروج
walk-out vote
رای خروج
organized walk-out
خروج سازماندهی شده
sudden walk-out
خروج ناگهانی
the team staged a walk-out in protest of the unfair decision.
تیم در اعتراض به تصمیم ناعادلانه، یک راهپیمایی اعتراضی ترتیب داد.
after a heated argument, she decided to walk-out of the meeting.
پس از بحث و جدل شدید، او تصمیم گرفت از جلسه خارج شود.
he threatened to walk-out if the negotiations didn't improve.
او تهدید کرد که اگر مذاکرات بهبود نیافتند، از آن خارج خواهد شد.
the actor announced his walk-out from the film project due to creative differences.
بازیگر اعلام کرد که به دلیل تفاوتهای خلاقانه، از پروژه فیلم خارج میشود.
the audience began a walk-out during the boring performance.
تماشاگران در حین اجرای خسته کننده، یک راهپیمایی اعتراضی آغاز کردند.
the union president warned of a possible walk-out if demands weren't met.
رئیس اتحادیه هشدار داد که در صورت عدم برآورده شدن خواسته ها، یک راهپیمایی اعتراضی ممکن است رخ دهد.
she made a dramatic walk-out after the disagreement escalated.
پس از تشدید اختلاف، او یک خروج دراماتیک انجام داد.
the players initiated a walk-out to express solidarity with the coach.
بازیکنان برای ابراز همبستگی با مربی، یک راهپیمایی اعتراضی آغاز کردند.
the company faced a major walk-out from its employees.
شرکت با یک خروج گسترده از کارمندان خود روبرو شد.
he did a complete walk-out on his responsibilities.
او به طور کامل از مسئولیت های خود کناره گیری کرد.
the singer's walk-out surprised everyone at the concert.
خروج خواننده همه را در کنسرت غافلگیر کرد.
walk-out strike
شكست دادن
walk-out threat
تهدید خروج
mass walk-out
خروج دسته جمعی
stage walk-out
خروج از صحنه
walk-out protest
اعتراض خروج
walk-out vote
رای خروج
organized walk-out
خروج سازماندهی شده
sudden walk-out
خروج ناگهانی
the team staged a walk-out in protest of the unfair decision.
تیم در اعتراض به تصمیم ناعادلانه، یک راهپیمایی اعتراضی ترتیب داد.
after a heated argument, she decided to walk-out of the meeting.
پس از بحث و جدل شدید، او تصمیم گرفت از جلسه خارج شود.
he threatened to walk-out if the negotiations didn't improve.
او تهدید کرد که اگر مذاکرات بهبود نیافتند، از آن خارج خواهد شد.
the actor announced his walk-out from the film project due to creative differences.
بازیگر اعلام کرد که به دلیل تفاوتهای خلاقانه، از پروژه فیلم خارج میشود.
the audience began a walk-out during the boring performance.
تماشاگران در حین اجرای خسته کننده، یک راهپیمایی اعتراضی آغاز کردند.
the union president warned of a possible walk-out if demands weren't met.
رئیس اتحادیه هشدار داد که در صورت عدم برآورده شدن خواسته ها، یک راهپیمایی اعتراضی ممکن است رخ دهد.
she made a dramatic walk-out after the disagreement escalated.
پس از تشدید اختلاف، او یک خروج دراماتیک انجام داد.
the players initiated a walk-out to express solidarity with the coach.
بازیکنان برای ابراز همبستگی با مربی، یک راهپیمایی اعتراضی آغاز کردند.
the company faced a major walk-out from its employees.
شرکت با یک خروج گسترده از کارمندان خود روبرو شد.
he did a complete walk-out on his responsibilities.
او به طور کامل از مسئولیت های خود کناره گیری کرد.
the singer's walk-out surprised everyone at the concert.
خروج خواننده همه را در کنسرت غافلگیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید