wuss

[ایالات متحده]/wʊs/
[بریتانیا]/wʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی ضعیف یا ناکارآمد
Word Forms
جمعwusses

عبارات و ترکیب‌ها

wuss out

ترس‌لی

big wuss

ترس بزرگ

wuss bag

کیری ترسیده

wuss boy

پسر ترسیده

wuss move

حرکت ترسیده

wuss face

چهره ترسیده

wuss king

شاه ترسیده

wuss friend

دوست ترسیده

total wuss

ترس کامل

wuss squad

گروه ترسیده

جملات نمونه

don't be such a wuss and try it out.

اینقدر ضعیف نباش و امتحانش کن.

he called me a wuss for not going skydiving.

او به من گفت که من یک ضعیفم چون برای شیرجه زدن ندیدم.

stop acting like a wuss and stand up for yourself.

دیگه مثل یک ضعیف رفتار نکن و از خودت دفاع کن.

she thinks i’m a wuss for crying during the movie.

او فکر می کند من ضعیفم چون در طول فیلم گریه کردم.

he’s a wuss when it comes to horror movies.

وقتی صحبت از فیلم های ترسناک می شود، او ضعیف است.

don't be a wuss; just jump in the water!

اینقدر ضعیف نباش؛ فقط به داخل آب بپر!

she called him a wuss for not lifting weights.

او به او گفت که ضعیف است چون وزنه بلند نمی کند.

he’s too much of a wuss to ask her out.

او خیلی ضعیف است که جرات نمی کند از او خواستگاری کند.

stop being a wuss and face your fears.

دیگه مثل یک ضعیف نباش و با ترس هایت روبرو شو.

she thinks i'm a wuss for not wanting to fight.

او فکر می کند من ضعیفم چون نمی خواهم بجنگم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید