heads-up

[ایالات متحده]/[hɛdz ʌp]/
[بریتانیا]/[hɛdz ʌp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای هشدار دادن از قبل؛ اطلاع‌رسانی کردن.
n. هشدار از قبل؛ یک سرنخ؛ یک اعلان یا هشدار کوتاه.
Word Forms
جمعheads-ups

عبارات و ترکیب‌ها

heads-up!

Persian_translation

give heads-up

Persian_translation

heads-up call

Persian_translation

heads-up message

Persian_translation

heads-up warning

Persian_translation

heads-up email

Persian_translation

heads-up meeting

Persian_translation

heads-up time

Persian_translation

heads-up now

Persian_translation

جملات نمونه

just a heads-up, the meeting is moved to 3 pm.

فقط یک هشدار، جلسه به ساعت 3 بعد از ظهر منتقل شده است.

he gave me a heads-up about the potential problems.

او هشداری در مورد مشکلات احتمالی به من داد.

consider this a heads-up: traffic will be heavy.

این را به عنوان یک هشدار در نظر بگیرید: ترافیک سنگین خواهد بود.

i wanted to give you a heads-up on the project deadline.

می خواستم به شما در مورد مهلت پروژه هشدار دهم.

he's a great guy; he always gives you a heads-up.

او آدم خوبی است؛ همیشه به شما هشدار می دهد.

he gave us a heads-up about the surprise inspection.

او هشداری در مورد بازرسی غیرمنتظره به ما داد.

a quick heads-up: the server is undergoing maintenance.

یک هشدار سریع: سرور در حال انجام تعمیر و نگهداری است.

just a heads-up, sarah will be joining us.

فقط یک هشدار، سارا به ما خواهد پیوست.

he provided a heads-up regarding the budget cuts.

او هشداری در مورد کاهش بودجه ارائه کرد.

consider this a heads-up – there’s a storm coming.

این را به عنوان یک هشدار در نظر بگیرید – طوفانی در راه است.

i wanted to give you a heads-up about the new policy.

می خواستم به شما در مورد سیاست جدید هشدار دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید