overturning

[ایالات متحده]/[ˈəʊvəːtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈoʊvəːrtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل واژگون کردن؛ یک معکوس‌گذاشتن؛ وضعیتی یا رویدادی که باعث می‌شود چیزی واژگون شود.
v. واژگون کردن؛ معکوس کردن؛ معکوس کردن یک تصمیم یا رأی قبلی.
adj. باعث واژگون شدن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

overturning the table

واژگون کردن میز

overturning precedent

ابطال سابقه

overturning a verdict

ابطال حکم

overturning legislation

ابطال قانون‌گذاری

overturning expectations

نقض انتظارات

overturning the car

واژگون کردن ماشین

overturning a decision

ابطال تصمیم

overturning the status quo

دگرگونی وضعیت موجود

overturning a ruling

ابطال رأی

overturning the government

سرنگونی دولت

جملات نمونه

the investigation revealed evidence potentially leading to overturning the conviction.

تحقیقات نشان داد که شواهدی وجود دارد که ممکن است منجر به برگرداندن حکم شود.

the court is considering whether there are grounds for overturning the previous ruling.

دادگاه در حال بررسی این است که آیا دلیلاتی برای برگرداندن حکم قبلی وجود دارد یا خیر.

the unexpected election results could lead to overturning years of established policy.

نتایج غیرمنتظره انتخابات ممکن است منجر به برگرداندن سال‌ها سیاست‌های تعیین‌شده شود.

the whistleblower's testimony might be enough for overturning the contract.

شهادت افشاگر ممکن است کافی باشد تا قرارداد لغو شود.

the public outcry prompted a review, potentially resulting in overturning the unpopular law.

واکنش شدید مردم باعث بررسی شد که به طور بالقوه منجر به لغو قانون غیرمحبوب خواهد شد.

the new data challenges the existing theories, potentially overturning decades of research.

داده‌های جدید نظریه‌های موجود را به چالش می‌کشد و به طور بالقوه منجر به لغو دهه‌ها تحقیق می‌شود.

the company faced a lawsuit seeking overturning the merger agreement.

شرکت با دادخواهی روبرو شد که به دنبال لغو توافق ادغام بود.

the judge warned that any further misconduct could lead to overturning the case.

قاضی هشدار داد که هرگونه تخلف بیشتر می‌تواند منجر به لغو پرونده شود.

the team's strategy was based on overturning the opponent's defense.

استراتژی تیم بر اساس لغو دفاع حریف بود.

the scandal threatened overturning the government's reputation.

رسوایی تهدید به لغو اعتبار دولت کرد.

the evidence presented was strong enough for overturning the initial decision.

شواهدی که ارائه شد به اندازه‌ای قوی بود که تصمیم اولیه را لغو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید