skew

[ایالات متحده]/skjuː/
[بریتانیا]/skjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مستقیم یا سطحی؛ جانبدار یا تحریف شده
n. زاویه یا انحراف مایل؛ تعصب
v. از راستا انحراف یافتن یا تحریف کردن؛ چرخاندن یا منحرف کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلskewed
جمعskews
زمان گذشتهskewed
صفت یا فعل حال استمراریskewing
شکل سوم شخص مفردskews

عبارات و ترکیب‌ها

skewed data

داده‌های مغرضانه

skew angle

زاویه کج

clock skew

انحراف ساعت

skew bridge

پل کج

جملات نمونه

the car had skewed across the track.

خودرو در طول مسیر منحرف شده بود.

he skewed around in his saddle.

او در زین خود به اطراف چرخید.

the curriculum is skewed towards the practical subjects.

برنامه درسی به سمت دروس عملی گرایش دارد.

She skewed around in her chair.

او در صندلی خود به اطراف چرخید.

I used a skewer to make an extra hole in my belt.

من از یک سیخ برای ایجاد یک سوراخ اضافی در کمربندم استفاده کردم.

books are skewed and lounge against one another every whichaway.

کتاب‌ها کج هستند و به هر نحوی در کنار یکدیگر در آغوش قرار دارند.

The programme of "front benching pilot tunnel divisional and laminated skewed slot construction" was created.

برنامه "ساخت سوراخ‌های شیب‌دار چندلایه و تونلی آزمایشی" ایجاد شد.

For lack of the theoretical calculation method at present,the skew bridge backwater is simulated in adopting circle pier and embank uncompressing river through hydraulic models.

به دلیل فقدان روش محاسبه نظری در حال حاضر، آب پسروی پل کج با استفاده از مدل های هیدرولیک، با اتخاذ اسکله دایره ای و حاشیه امن رودخانه، شبیه سازی می شود.

It might actually cause harm by skewing the natural immune response away from the virus already in Jeanna's brain and toward variants overrepresented in the vaccine.

این ممکن است در واقع باعث آسیب شود، زیرا پاسخ ایمنی طبیعی را از ویروسی که از قبل در مغز جینا وجود دارد، منحرف کرده و به سمت سویه‌های بیش از حد نشان داده شده در واکسن سوق می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

But could those answers be skewed?

اما آیا این پاسخ‌ها می‌توانند مغرضانه باشند؟

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 Compilation

And economics needs to study how a lack of women skews its scholarly priorities, creating an intellectual opportunity cost.

و اقتصاد باید مطالعه کند که چگونه نبود زنان اولویت‌های علمی آن را مخدوش می‌کند و هزینه فرصت فکری ایجاد می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

Kerry's statement lists a litany of alleged irregularities that the US says skewed the elections.

اظهارات کری، فهرستی از ناروايي‌هاي مدعي را ذکر می‌کند که ایالات متحده می‌گوید انتخابات را مخدوش کرده است.

منبع: NPR News August 2013 Compilation

Critics also point out that private prisons work for profit and therefore skew justice system priorities.

منتقدان همچنین اشاره می‌کنند که زندان‌های خصوصی برای کسب سود کار می‌کنند و بنابراین اولویت‌های سیستم قضایی را مخدوش می‌کنند.

منبع: VOA Standard December 2013 Collection

And none had cultivated any sort of pollinator or vegetable garden that could skew the results.

و هیچ‌کدام از آنها باغی برای پرورش گرده‌افشان یا سبزیجات ایجاد نکرده بودند که بتواند نتایج را مخدوش کند.

منبع: Science in 60 Seconds October 2018 Compilation

Most dating apps skew disproportionately male, and the company has had no problem signing them up.

اکثر برنامه‌های دوستیابی به طور نامتناسب مردانه هستند و شرکت هیچ مشکلی در ثبت نام آنها نداشته است.

منبع: Bloomberg Businessweek

The ultra-rich skew that average upwards: admission to the 1% began at $380,000 in 2008.

بسیار ثروتمندان باعث می‌شوند میانگین به سمت بالا حرکت کند: ورود به 1 درصد در سال 2008 از 380000 دلار شروع شد.

منبع: The Economist - International

These features can skew norms even in research that doesn't have an obvious link to them.

این ویژگی‌ها می‌توانند هنجارها را حتی در تحقیقاتی که ارتباط آشکاری با آنها ندارد، مخدوش کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Then he shapes and hollows out the block of boards using skew chisels, bowl gouges and scrapers.

سپس او با استفاده از چاقوهای مایل، گودبرهای کاسه و خراش‌دهنده‌ها، بلوک تخته‌ها را شکل می‌دهد و خالی می‌کند.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

My parental fear and ambition had just temporarily clouded her from view-and perhaps skewed her perspective of me.

ترس و جاه‌طلبی والدینم فقط به طور موقت او را از دید پنهان کرد - و شاید دیدگاه او را نسبت به من مخدوش کرد.

منبع: Time

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید