alignable

[ایالات متحده]/əˈlaɪnəbl/
[بریتانیا]/əˈlaɪnəbl/

ترجمه

adj. قابل هم ترازی یا مرتب کردن در موقعیت مناسب نسبت به چیز دیگری.

عبارات و ترکیب‌ها

alignable objects

اشیاء قابل تراز

alignable elements

عناصر قابل تراز

easily alignable

به راحتی قابل تراز

perfectly alignable

به طور کامل قابل تراز

alignable components

اجزای قابل تراز

alignable data

داده‌های قابل تراز

alignable points

نقاط قابل تراز

alignable shapes

اشکال قابل تراز

alignable images

تصاویر قابل تراز

mutually alignable

به طور متقابل قابل تراز

جملات نمونه

the new software is fully alignable with existing systems in the company.

نرم‌افزار جدید به طور کامل با سیستم‌های موجود در شرکت همسو است.

these components are perfectly alignable, ensuring seamless integration.

این اجزا به طور کامل قابل همسوسازی هستند و اطمینان حاصل می‌کنند که یکپارچگی یکپارچه وجود دارد.

the data formats are easily alignable across different departments.

فرمت‌های داده به راحتی در بخش‌های مختلف قابل همسوسازی هستند.

all project goals must be alignable with the company's long-term strategy.

تمام اهداف پروژه باید با استراتژی بلندمدت شرکت همسو باشند.

the modular design makes the parts easily alignable for various configurations.

طراحی مدولار باعث می‌شود قطعات به راحتی برای پیکربندی‌های مختلف قابل همسوسازی باشند.

our platform is fully alignable with third-party applications through apis.

پلتفرم ما به طور کامل از طریق رابط‌های برنامه‌نویسی با برنامه‌های کاربردی شخص ثالث قابل همسوسازی است.

the alignment tools ensure that all graphics are perfectly alignable.

ابزارهای همسوسازی تضمین می‌کنند که همه گرافیک‌ها به طور کامل قابل همسوسازی هستند.

these standards are specifically designed to be alignable across international markets.

این استانداردها به طور خاص برای همسوسازی در بازارهای بین‌المللی طراحی شده‌اند.

the system's architecture is inherently alignable with cloud-based solutions.

معماری سیستم به طور ذاتی با راهکارهای مبتنی بر ابر قابل همسوسازی است.

budget allocations must be directly alignable with departmental objectives.

تخصیص بودجه باید به طور مستقیم با اهداف بخش قابل همسوسازی باشد.

the educational curriculum is alignable with industry certification requirements.

برنامه درسی با الزامات گواهینامه صنعت همسو است.

these protocols are completely alignable with international safety standards.

این پروتکل‌ها به طور کامل با استانداردهای ایمنی بین‌المللی همسو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید