| صفت یا فعل حال استمراری | backslapping |
| جمع | backslaps |
a friendly backslap
تشویق دوستانه
a casual backslap
تشویق معمولی
a congratulatory backslap
تشویق تبریک
a patronizing backslap
تشویق تحقیرآمیز
a fake backslap
تشویق جعلی
his friends gave him a backslap for his recent promotion.
دوستانش به خاطر ارتقای اخیرش به او دستمالی کردند.
after the successful project, they all shared a backslap.
پس از اتمام موفقیت آمیز پروژه، همه دستمالی کردند.
she received a backslap from her colleagues for her hard work.
او به خاطر تلاش هایش از همکارانش دستمالی دریافت کرد.
the coach gave a backslap to the team after the victory.
مربی پس از پیروزی دستمالی را به تیم داد.
receiving a backslap from the boss boosted his confidence.
دریافت دستمالی از رئیس اعتماد به نفس او را افزایش داد.
they celebrated with a backslap after closing the deal.
آنها پس از بستن قرارداد با دستمالی جشن گرفتند.
his backslap was a sign of approval for her efforts.
دستمالی او نشانه ای از تایید تلاش های او بود.
the manager's backslap encouraged the team to work harder.
دستمالی مدیر باعث شد تیم سخت تر کار کند.
they exchanged backslaps after the successful presentation.
آنها پس از ارائه موفقیت آمیز دستمالی کردند.
a friendly backslap can strengthen workplace relationships.
دستمالی دوستانه می تواند روابط در محل کار را تقویت کند.
a friendly backslap
تشویق دوستانه
a casual backslap
تشویق معمولی
a congratulatory backslap
تشویق تبریک
a patronizing backslap
تشویق تحقیرآمیز
a fake backslap
تشویق جعلی
his friends gave him a backslap for his recent promotion.
دوستانش به خاطر ارتقای اخیرش به او دستمالی کردند.
after the successful project, they all shared a backslap.
پس از اتمام موفقیت آمیز پروژه، همه دستمالی کردند.
she received a backslap from her colleagues for her hard work.
او به خاطر تلاش هایش از همکارانش دستمالی دریافت کرد.
the coach gave a backslap to the team after the victory.
مربی پس از پیروزی دستمالی را به تیم داد.
receiving a backslap from the boss boosted his confidence.
دریافت دستمالی از رئیس اعتماد به نفس او را افزایش داد.
they celebrated with a backslap after closing the deal.
آنها پس از بستن قرارداد با دستمالی جشن گرفتند.
his backslap was a sign of approval for her efforts.
دستمالی او نشانه ای از تایید تلاش های او بود.
the manager's backslap encouraged the team to work harder.
دستمالی مدیر باعث شد تیم سخت تر کار کند.
they exchanged backslaps after the successful presentation.
آنها پس از ارائه موفقیت آمیز دستمالی کردند.
a friendly backslap can strengthen workplace relationships.
دستمالی دوستانه می تواند روابط در محل کار را تقویت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید