becloud

[ایالات متحده]/bɪˈklaʊd/
[بریتانیا]/biˈklaʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v برای تیره‌تر یا کمتر واضح کردن چیزی؛ مبهم کردن؛ فریب دادن یا گمراه کردن کسی
Word Forms
قسمت سوم فعلbeclouded
زمان گذشتهbeclouded
شکل سوم شخص مفردbeclouds
صفت یا فعل حال استمراریbeclouding

عبارات و ترکیب‌ها

becloud one's judgment

تاریک کردن قضاوت

becloud the issue

مه متراحي شدن موضوع

جملات نمونه

the fog can becloud the view of the mountains.

مهتاب می‌تواند دید کوه‌ها را مبهم کند.

his emotions may becloud his judgment.

احساسات او ممکن است قضاوتش را مبهم کند.

don't let doubts becloud your decision-making.

نگذارید تردیدها تصمیم‌گیری شما را مبهم کنند.

the controversy seems to becloud the main issue.

به نظر می‌رسد جنجال موضوع اصلی را مبهم می‌کند.

beclouded by fear, she hesitated to speak up.

با ترس مبهم شده، او مردد بود که صحبت کند.

his past experiences can becloud his current perspective.

تجربیات گذشته او می‌تواند دیدگاه فعلی‌اش را مبهم کند.

letting anger becloud your thoughts is unwise.

اجازه دادن به خشم برای مبهم کردن افکار شما غیرمنطقی است.

the excitement of the moment should not becloud reality.

هیجان لحظه نباید واقعیت را مبهم کند.

beclouded by misinformation, many people were confused.

با اطلاعات نادرست مبهم شده، بسیاری از مردم گیج بودند.

his judgment was beclouded by his biases.

قضاوت او با تعصباتش مبهم شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید