biffo

[ایالات متحده]/ˈbɪfəʊ/
[بریتانیا]/ˈbɪfoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوست نزدیک؛ همکلاسی
شکل‌های واژه
جمعbiffos

عبارات و ترکیب‌ها

biffo him

بیففو او

biffoed the wall

دیوار را بیففو کرد

biffoing someone

کسی را بیففو کردن

biffo back

بازگشت بیففو

got biffoed

بیففو شد

biffo hard

بیففو کردن سخت

biffoed twice

دو بار بیففو شد

stop biffoing

توقف از بیففو کردن

biffo me

بیففو من

biffoed already

قبلاً بیففو شده بود

جملات نمونه

the pub biffo started over a trivial argument about football.

بیففو در کافه به دلیل یک اختلاف کوچک درباره فوتبال شروع شد.

police were called to break up a biffo outside the nightclub.

پلیس فراخوانی شد تا بیففوی خارج از کلوپ را متفرق کند.

the biffo attack left one man with serious injuries.

حمله بیففو باعث شد یک مرد با آسیب جدی دچار شود.

a massive biffo erupted between rival football hooligans.

یک بیففو بزرگ بین فوتبالیست‌های رقیب رخ داد.

the school biffo resulted in several suspensions.

بیففو در مدرسه باعث چندین تعطیلی شد.

two tourists got caught up in a city centre biffo.

دو گردشگر در یک بیففو در مرکز شهر گیر افتادند.

the street biffo was captured on cctv cameras.

بیففو در خیابان توسط دوربین‌های مدار بسته ضبط شد.

a biffo broke out at the bus stop during rush hour.

یک بیففو در ایستگاه اتوبوس در ساعت اوج رخ داد.

the pub biffo escalated quickly when bottles were thrown.

بیففو در کافه به سرعت تشدید شد وقتی لیوان‌ها پرتاب شدند.

witnesses described the biffo as completely unprovoked.

گواهان بیففو را کاملاً بدون دلیل توصیف کردند.

the biffo between the two groups lasted only minutes but caused chaos.

بیففو بین دو گروه تنها چند دقیقه طول کشید اما باعث فوضی شد.

security footage showed the biffo starting near the bar.

فیلم‌های امنیتی نشان داد که بیففو نزدیک بار نیز شروع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید