| جمع | biffos |
biffo him
بیففو او
biffoed the wall
دیوار را بیففو کرد
biffoing someone
کسی را بیففو کردن
biffo back
بازگشت بیففو
got biffoed
بیففو شد
biffo hard
بیففو کردن سخت
biffoed twice
دو بار بیففو شد
stop biffoing
توقف از بیففو کردن
biffo me
بیففو من
biffoed already
قبلاً بیففو شده بود
the pub biffo started over a trivial argument about football.
بیففو در کافه به دلیل یک اختلاف کوچک درباره فوتبال شروع شد.
police were called to break up a biffo outside the nightclub.
پلیس فراخوانی شد تا بیففوی خارج از کلوپ را متفرق کند.
the biffo attack left one man with serious injuries.
حمله بیففو باعث شد یک مرد با آسیب جدی دچار شود.
a massive biffo erupted between rival football hooligans.
یک بیففو بزرگ بین فوتبالیستهای رقیب رخ داد.
the school biffo resulted in several suspensions.
بیففو در مدرسه باعث چندین تعطیلی شد.
two tourists got caught up in a city centre biffo.
دو گردشگر در یک بیففو در مرکز شهر گیر افتادند.
the street biffo was captured on cctv cameras.
بیففو در خیابان توسط دوربینهای مدار بسته ضبط شد.
a biffo broke out at the bus stop during rush hour.
یک بیففو در ایستگاه اتوبوس در ساعت اوج رخ داد.
the pub biffo escalated quickly when bottles were thrown.
بیففو در کافه به سرعت تشدید شد وقتی لیوانها پرتاب شدند.
witnesses described the biffo as completely unprovoked.
گواهان بیففو را کاملاً بدون دلیل توصیف کردند.
the biffo between the two groups lasted only minutes but caused chaos.
بیففو بین دو گروه تنها چند دقیقه طول کشید اما باعث فوضی شد.
security footage showed the biffo starting near the bar.
فیلمهای امنیتی نشان داد که بیففو نزدیک بار نیز شروع شد.
biffo him
بیففو او
biffoed the wall
دیوار را بیففو کرد
biffoing someone
کسی را بیففو کردن
biffo back
بازگشت بیففو
got biffoed
بیففو شد
biffo hard
بیففو کردن سخت
biffoed twice
دو بار بیففو شد
stop biffoing
توقف از بیففو کردن
biffo me
بیففو من
biffoed already
قبلاً بیففو شده بود
the pub biffo started over a trivial argument about football.
بیففو در کافه به دلیل یک اختلاف کوچک درباره فوتبال شروع شد.
police were called to break up a biffo outside the nightclub.
پلیس فراخوانی شد تا بیففوی خارج از کلوپ را متفرق کند.
the biffo attack left one man with serious injuries.
حمله بیففو باعث شد یک مرد با آسیب جدی دچار شود.
a massive biffo erupted between rival football hooligans.
یک بیففو بزرگ بین فوتبالیستهای رقیب رخ داد.
the school biffo resulted in several suspensions.
بیففو در مدرسه باعث چندین تعطیلی شد.
two tourists got caught up in a city centre biffo.
دو گردشگر در یک بیففو در مرکز شهر گیر افتادند.
the street biffo was captured on cctv cameras.
بیففو در خیابان توسط دوربینهای مدار بسته ضبط شد.
a biffo broke out at the bus stop during rush hour.
یک بیففو در ایستگاه اتوبوس در ساعت اوج رخ داد.
the pub biffo escalated quickly when bottles were thrown.
بیففو در کافه به سرعت تشدید شد وقتی لیوانها پرتاب شدند.
witnesses described the biffo as completely unprovoked.
گواهان بیففو را کاملاً بدون دلیل توصیف کردند.
the biffo between the two groups lasted only minutes but caused chaos.
بیففو بین دو گروه تنها چند دقیقه طول کشید اما باعث فوضی شد.
security footage showed the biffo starting near the bar.
فیلمهای امنیتی نشان داد که بیففو نزدیک بار نیز شروع شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید