boo-hoo

[ایالات متحده]/[ˈbuː ˈhuː]/
[بریتانیا]/[ˈbuː ˈhuː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.一种虚假的悲伤或失望的表现;虚伪哭泣的展示。
v.假装哭泣;虚伪地哭泣;表达虚假的悲伤或失望。

عبارات و ترکیب‌ها

boo-hoo over

گریه تمام شد

stop boo-hoo

گریه را متوقف کن

boo-hoo-ing

گریه کردن

don't boo-hoo

گریه نکن

boo-hoo session

جلسه گریه

boo-hooed badly

بد گریه کرد

boo-hoo time

زمان گریه

boo-hoo much

خیلی گریه کرد

boo-hoo away

گریه کن و برو

boo-hoo now

الان گریه کن

جملات نمونه

don't boo-hoo about it; it's not the end of the world.

درباره‌اش گریه نکن؛ دنیا به آخر نرسیده است.

she started to boo-hoo when she realized she'd lost her keys.

وقتی فهمید کلیدهایش را گم کرده، شروع به گریه کرد.

he tried to hide his tears, but a little boo-hoo escaped.

او سعی کرد اشک‌هایش را پنهان کند، اما کمی گریه از او فرار کرد.

stop boo-hoo-ing! you're being dramatic.

دیگر گریه نکن! خیلی دراماتیک رفتار می‌کنی.

the child boo-hooed loudly when his ice cream fell.

وقتی بستنی کودک افتاد، با صدای بلند گریه کرد.

there's no need to boo-hoo over spilled milk.

نیازی نیست برای شیر ریخته شده گریه کنی.

my little brother tends to boo-hoo when he doesn't get his way.

برادر کوچکم وقتی به خواسته‌اش نمی‌رسد، معمولاً گریه می‌کند.

she boo-hooed dramatically during the sad movie scene.

او در صحنه غم‌انگیز فیلم به صورت دراماتیک گریه کرد.

he told her not to boo-hoo over a minor setback.

به او گفت که برای یک شکست کوچک گریه نکند.

the puppy started to boo-hoo when left alone.

وقتی تنها گذاشته شد، توله سگ شروع به گریه کرد.

don't boo-hoo; it'll be alright.

گریه نکن؛ همه چیز درست می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید