capacitated

[ایالات متحده]/kəˈpæsɪteɪt/
[بریتانیا]/ˌkæpəˈsɪteɪt/

ترجمه

v به کسی یا چیزی این توانایی را دادن که کاری را انجام دهد؛ قادر ساختن؛ واجد شرایط یا قانونی برای چیزی قرار دادن؛ مجاز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

capacitate workforce

توانمندسازی نیروی کار

capacitate individuals

توانمندسازی افراد

capacitate teams

توانمندسازی تیم‌ها

capacitate learners

توانمندسازی فراگیران

capacitate organizations

توانمندسازی سازمان‌ها

capacitate communities

توانمندسازی جوامع

capacitate leaders

توانمندسازی رهبران

capacitate agents

توانمندسازی نمایندگان

capacitate managers

توانمندسازی مدیران

capacitate students

توانمندسازی دانشجویان

جملات نمونه

we need to capacitate our team for the new project.

ما نیاز داریم تا تیم خود را برای پروژه جدید توانمند کنیم.

the training program is designed to capacitate employees.

برنامه آموزشی برای توانمندسازی کارکنان طراحی شده است.

to capacitate students, we provide various resources.

برای توانمندسازی دانش آموزان، منابع مختلفی ارائه می دهیم.

they aim to capacitate local communities through education.

آنها هدفشان توانمندسازی جوامع محلی از طریق آموزش است.

it is essential to capacitate leaders for effective management.

توانمندسازی رهبران برای مدیریت موثر ضروری است.

the workshop will capacitate participants with new skills.

کارگاه آموزشی، شرکت کنندگان را با مهارت های جدید توانمند می کند.

capacitating youth is crucial for future development.

توانمندسازی جوانان برای توسعه آینده بسیار مهم است.

our goal is to capacitate women in technology fields.

هدف ما توانمندسازی زنان در زمینه های فناوری است.

we must capacitate our volunteers to serve better.

ما باید داوطلبان خود را برای خدمت بهتر توانمند کنیم.

capacitating teachers improves the quality of education.

توانمندسازی معلمان، کیفیت آموزش را بهبود می بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید