castout

[ایالات متحده]/kæst aʊt/
[بریتانیا]/kæst aʊt/

ترجمه

v. به بیرون انداختن؛ دور ریختن؛ بیرون راندن؛ اخراج کردن؛ بالا آوردن؛ دفع از معده
n. (بریتانیایی) سر و صدا؛ جنجال؛ اغتشاش

جملات نمونه

the community cast out the troublemaker for breaking their sacred rules.

جامعه، شركتی را به دلیل نقض قوانین مقدسشان از خود طرد كرد.

she felt cast out from her family after the scandal emerged.

او پس از فاش شدن رسوایی احساس كرد كه از خانواده‌اش طرد شده است.

the king ordered the traitor to be cast out of the kingdom immediately.

شاه دستور داد تا خائن فوراً از كشور طرد شود.

after the argument, he was cast out into the cold night with nothing.

پس از بحث، او شب سرد را بدون هیچ چیز طرد شد.

the witch was cast out of the village by fearful villagers.

جادوگر توسط اهالی روستا که از او می‌ترسیدند، از روستا طرد شد.

society tends to cast out those who are different or unconventional.

جامعه معمولاً کسانی را که متفاوت یا غیرمتعارف هستند، طرد می‌کند.

he was cast out from the group for refusing to follow their leader.

او به دلیل امتناع از پیروی از رهبرشان از گروه طرد شد.

the heretic was cast out of the church for his controversial beliefs.

هرزه‌مذهب به دلیل باورهای جنجالی‌اش از کلیسا طرد شد.

she experienced being cast out and alone in a foreign land.

او تجربه طرد شدن و تنهایی در سرزمین غریب را داشت.

the rebellious son was cast out of his father's house without inheritance.

پسر سرکش بدون ارث از خانه پدرش طرد شد.

animals that are sick are sometimes cast out by the herd for protection.

حيواناتي كه بيمار هستند گاهي اوقات براي محافظت از گروه طرد مي‌شوند.

he felt cast out and unwanted after losing his job and friends.

او پس از دست دادن شغل و دوستانش احساس طرد شده و ناخواسته بودن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید