close-knit family
خانوادهی صمیمی
close-knit community
جامعهی صمیمی
close-knit group
گروه صمیمی
close-knit circle
گروه دوستانه
being close-knit
صمیمی بودن
a close-knit town
یک شهر صمیمی
close-knit network
شبکه صمیمی
close-knit team
تیم صمیمی
very close-knit
بسیار صمیمی
our family is a close-knit group, always supporting each other.
خانواده ما یک گروه همدل و صمیمی است که همیشه از یکدیگر حمایت می کند.
she grew up in a close-knit community where everyone knew everyone.
او در یک جامعه صمیمی و نزدیک بزرگ شد که همه همه را می شناختند.
they formed a close-knit team with excellent communication skills.
آنها یک تیم صمیمی و منسجم با مهارت های ارتباطی عالی تشکیل دادند.
the close-knit friendship between them lasted for many years.
دوستی صمیمی آنها سالها ادامه داشت.
the small village was a close-knit haven from the outside world.
دهکده کوچک یک پناهگاه صمیمی از دنیای بیرون بود.
he valued the close-knit relationships he had built over time.
او به روابط صمیمی که در طول زمان ایجاد کرده بود، ارزش می داد.
the actors had a close-knit bond after working together for so long.
بازیگران پس از همکاری طولانی مدت یک پیوند صمیمی با هم داشتند.
it’s lovely to be part of such a close-knit organization.
عالی است که بخشی از چنین سازمانی صمیمی باشید.
the close-knit nature of their group made them feel secure.
طبیعت صمیمی گروه آنها باعث می شد احساس امنیت کنند.
they maintained a close-knit network of contacts in the industry.
آنها یک شبکه صمیمی از مخاطبین در صنعت حفظ کردند.
despite the challenges, their close-knit bond remained strong.
با وجود چالش ها، پیوند صمیمی آنها قوی باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید