close-knit

[ایالات متحده]/ˌkləʊsˈnɪt/
[بریتانیا]/ˌkloʊsˈnɪt/

ترجمه

adj. به هم پیوسته یا به دقت مرتبط

عبارات و ترکیب‌ها

close-knit family

خانواده‌ی صمیمی

close-knit community

جامعه‌ی صمیمی

close-knit group

گروه صمیمی

close-knit circle

گروه دوستانه

being close-knit

صمیمی بودن

a close-knit town

یک شهر صمیمی

close-knit network

شبکه صمیمی

close-knit team

تیم صمیمی

very close-knit

بسیار صمیمی

جملات نمونه

our family is a close-knit group, always supporting each other.

خانواده ما یک گروه همدل و صمیمی است که همیشه از یکدیگر حمایت می کند.

she grew up in a close-knit community where everyone knew everyone.

او در یک جامعه صمیمی و نزدیک بزرگ شد که همه همه را می شناختند.

they formed a close-knit team with excellent communication skills.

آنها یک تیم صمیمی و منسجم با مهارت های ارتباطی عالی تشکیل دادند.

the close-knit friendship between them lasted for many years.

دوستی صمیمی آنها سالها ادامه داشت.

the small village was a close-knit haven from the outside world.

دهکده کوچک یک پناهگاه صمیمی از دنیای بیرون بود.

he valued the close-knit relationships he had built over time.

او به روابط صمیمی که در طول زمان ایجاد کرده بود، ارزش می داد.

the actors had a close-knit bond after working together for so long.

بازیگران پس از همکاری طولانی مدت یک پیوند صمیمی با هم داشتند.

it’s lovely to be part of such a close-knit organization.

عالی است که بخشی از چنین سازمانی صمیمی باشید.

the close-knit nature of their group made them feel secure.

طبیعت صمیمی گروه آنها باعث می شد احساس امنیت کنند.

they maintained a close-knit network of contacts in the industry.

آنها یک شبکه صمیمی از مخاطبین در صنعت حفظ کردند.

despite the challenges, their close-knit bond remained strong.

با وجود چالش ها، پیوند صمیمی آنها قوی باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید