cut-offs

[ایالات متحده]/ˈkʌtˌɒf/
[بریتانیا]/ˈkʌtˌɔːf/

ترجمه

n. نقطه‌ی ثابت یا حدّی که مرزی یا ضرب‌الاجل را تعیین می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

cut-off time

زمان قطع

cut-off point

نقطه قطع

cut-off date

تاریخ قطع

cut-off line

خط قطع

cut-off switch

کلید قطع

cut-off service

خدمات قطع

cut-off cable

کابل قطع

cut-off power

قطع برق

cut-off access

دسترسی قطع

جملات نمونه

the deadline was a strict cut-off for submitting the proposal.

مهلت مقرر یک زمان قطع شد برای ارسال پیشنهاد.

due to the storm, the power supply had a complete cut-off.

به دلیل طوفان، منبع تغذیه یک قطع کامل داشت.

the cut-off point for the scholarship was 90 points.

نقطه قطع برای بورسیه 90 امتیاز بود.

we need to establish a clear cut-off date for the project phase.

ما باید یک تاریخ قطع مشخص برای فاز پروژه تعیین کنیم.

the road was temporarily cut-off by the landslide.

جاده به طور موقت توسط رانش زمین قطع شد.

there was a communication cut-off during the earthquake.

در طول زلزله، قطع ارتباطی وجود داشت.

the cut-off time for registration is 5 pm today.

زمان قطع برای ثبت نام ساعت 5 بعد از ظهر امروز است.

the company implemented a salary cut-off at the executive level.

شرکت یک قطع حقوق در سطح اجرایی اجرا کرد.

the river was cut-off from the main channel by the levee.

رودخانه توسط سیلاب از کانال اصلی جدا شد.

the cut-off for applications is next friday.

مهلت ارسال درخواستها جمعه آینده است.

the data showed a significant cut-off in sales after the price increase.

داده‌ها نشان داد که پس از افزایش قیمت، فروش به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید