diddle

[ایالات متحده]/'dɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'dɪdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به طور بازیگوشانه یا غیررسمی تقلب کردن یا فریب دادن.
Word Forms
زمان گذشتهdiddled
قسمت سوم فعلdiddled
صفت یا فعل حال استمراریdiddling
شکل سوم شخص مفردdiddles
جمعdiddles

جملات نمونه

diddle a person out of his money

فریب دادن کسی برای به دست گرفتن پولش

diddled around all morning.

همه صبح را به بطالت گذراند.

he diddled his income tax returns.

او اظهارنامه مالیاتی خود را دستکاری کرد.

why diddle around with slow costly tests?.

چرا با تست‌های کند و پرهزینه معطل شدیم؟.

The cardsharper diddled John out of $ 100.

کارت‌باز مردم‌فریبی جان را از ۱۰۰ دلار فریب داد.

The children diddled with the knobs on the television all afternoon.

کودکان بعد از ظهر کل ولوم تلویزیون را دستکاری کردند.

he thought he'd been diddled out of his change.

او فکر کرد که از خُردش فریب خورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید