disinhibit

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈhɪbɪt/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈhɪbɪt/

ترجمه

v. از خودباختگی رها کردن؛ آزاد کردن یا محدودیت کم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

disinhibiting effect

اثر بازدارنده کاهنده

disinhibited behavior

رفتار بازدارنده کاهنده

disinhibiting substance

ماده بازدارنده کاهنده

behavioral disinhibition

بازدارندگی رفتاری کاهنده

socially disinhibited

اجتماعیاً بازدارنده کاهنده

disinhibited aggression

تهاجم بازدارنده کاهنده

disinhibiting mechanism

مکانیزم بازدارنده کاهنده

cortical disinhibition

بازدارندگی کاهنده قشری

disinhibited speech

گفتار بازدارنده کاهنده

disinhibiting factors

عوامل بازدارنده کاهنده

جملات نمونه

alcohol tends to disinhibit behavior that people would normally suppress.

الکل معمولاً رفتاری را که افراد به طور معمول سرکوب می‌کنند، مهار نمی‌کند.

the medication can disinhibit speech in patients with certain psychological conditions.

این دارو می‌تواند گفتار را در بیماران با شرایط روانشناختی خاص مهار نکند.

stress and fatigue may disinhibit aggressive impulses.

استرس و خستگی ممکن است غرایز تهاجمی را مهار نکند.

a supportive environment helps disinhibit creative thinking.

یک محیط حمایتی به مهار خلاقیت کمک می‌کند.

the new policy aims to disinhibit innovation within the organization.

سیاست جدید با هدف مهار نوآوری در سازمان است.

psychological therapy can help disinhibit emotional expression.

درمان روانشناختی می‌تواند به مهار بیان احساسات کمک کند.

lack of supervision may disinhibit risky behaviors in adolescents.

کمبود نظارت ممکن است رفتارهای پرخطر را در نوجوانان مهار نکند.

the warm-up exercises are designed to disinhibit muscles before intense activity.

تمرینات گرم کردن برای مهار عضلات قبل از فعالیت شدید طراحی شده‌اند.

removing strict rules can disinhibit spontaneous communication among team members.

حذف قوانین سخت‌گیرانه می‌تواند ارتباطات خودجوش را در بین اعضای تیم مهار نکند.

certain brain injuries can disinhibit primitive reflexes.

آسیب‌های مغزی خاص می‌توانند رفلکس‌های غریزی را مهار نکند.

the artist used techniques to disinhibit her natural artistic instincts.

هنرمند از تکنیک‌هایی برای مهار غرایز هنری طبیعی خود استفاده کرد.

group activities can disinhibit participation from shy individuals.

فعالیت‌های گروهی می‌تواند مشارکت افراد خجالتی را مهار نکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید