he decided to défier the school rules by organizing a protest.
او تصمیم گرفت با تظاهرات، قوانین مدرسه را نقض کند.
the hero dared to défier the evil king and his entire army.
герой داشت جرأت نقض کردن شاه زشت و تمامی ارتش او.
she had the courage to défier her parents' expectations and pursue her dream.
او داشت جرأت نقض کردن انتظارات والدینش و به دنبال رویایش بود.
the mountaineers chose to défier the deadly mountain despite the risks.
کوهنوردان تصمیم گرفتند با وجود خطرات، کوه مرگبار را نقض کنند.
young people often défier tradition and embrace new ideas.
نوجوانان اغلب سنت را نقض کرده و ایده های جدید را پذیرفته اند.
the scientist decided to défier the accepted theory with new evidence.
دانشمند تصمیم گرفت با شواهد جدید، نظریه پذیرفته شده را نقض کند.
he was brave enough to défier the powerful corporation in court.
او کافی جرأت داشت تا در دادگاه، شرکت قدرتمند را نقض کند.
the athlete continued to défier all limitations and set a new record.
ورزشکار به طور مداوم تمام محدودیت ها را نقض کرده و رکورد جدیدی تنظیم کرد.
they chose to défier the impossible and build a new future.
آنها تصمیم گرفتند غیرممکن را نقض کرده و آینده جدیدی بسازند.
the rebel leader vowed to défier the government until freedom was achieved.
رهبر شورشی قسم خورده است تا تا زمانی که آزادی حاصل شود، دولت را نقض کند.
she dared to défier social norms and live life on her own terms.
او جرأت کرد تا نرمهای اجتماعی را نقض کرده و زندگی را به شیوهای خاص خود زندگی کند.
the children decided to défier the odds and start their own business.
کودکان تصمیم گرفتند شانسهای نامطلوب را نقض کرده و کسب و کار خود را شروع کنند.
he decided to défier the school rules by organizing a protest.
او تصمیم گرفت با تظاهرات، قوانین مدرسه را نقض کند.
the hero dared to défier the evil king and his entire army.
герой داشت جرأت نقض کردن شاه زشت و تمامی ارتش او.
she had the courage to défier her parents' expectations and pursue her dream.
او داشت جرأت نقض کردن انتظارات والدینش و به دنبال رویایش بود.
the mountaineers chose to défier the deadly mountain despite the risks.
کوهنوردان تصمیم گرفتند با وجود خطرات، کوه مرگبار را نقض کنند.
young people often défier tradition and embrace new ideas.
نوجوانان اغلب سنت را نقض کرده و ایده های جدید را پذیرفته اند.
the scientist decided to défier the accepted theory with new evidence.
دانشمند تصمیم گرفت با شواهد جدید، نظریه پذیرفته شده را نقض کند.
he was brave enough to défier the powerful corporation in court.
او کافی جرأت داشت تا در دادگاه، شرکت قدرتمند را نقض کند.
the athlete continued to défier all limitations and set a new record.
ورزشکار به طور مداوم تمام محدودیت ها را نقض کرده و رکورد جدیدی تنظیم کرد.
they chose to défier the impossible and build a new future.
آنها تصمیم گرفتند غیرممکن را نقض کرده و آینده جدیدی بسازند.
the rebel leader vowed to défier the government until freedom was achieved.
رهبر شورشی قسم خورده است تا تا زمانی که آزادی حاصل شود، دولت را نقض کند.
she dared to défier social norms and live life on her own terms.
او جرأت کرد تا نرمهای اجتماعی را نقض کرده و زندگی را به شیوهای خاص خود زندگی کند.
the children decided to défier the odds and start their own business.
کودکان تصمیم گرفتند شانسهای نامطلوب را نقض کرده و کسب و کار خود را شروع کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید