evened

[ایالات متحده]/[ˈiːvənd]/
[بریتانیا]/[ˈiːvənd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متساوی کردن یا هم سطح کردن؛ به تساوی رساندن؛ متعادل کردن یا جبران کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

evened the score

evened out

evened up

evened things

evened the playing field

evened with him

evened out differences

evened the odds

evened the accounts

evened the balance

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید