finagle a deal
به دست آوردن یک معامله
finagle some time
کسب کردن وقت
finagle your way
چالش کردن خودتان
finagle a favor
گرفتن یک لطف
finagle an invitation
به دست آوردن یک دعوت
finagle a ticket
گرفتن بلیط
finagle some money
به دست آوردن پول
finagle a meeting
هماهنگ کردن یک جلسه
finagle a ride
به دست آوردن یک سفر
finagle a solution
به دست آوردن یک راه حل
she managed to finagle a free meal at the restaurant.
او موفق شد یک وعده غذای رایگان از رستوران بگیرد.
he tried to finagle his way into the exclusive party.
او سعی کرد به هر قیمتی وارد مهمانی انحصاری شود.
they finagled a last-minute deal on the concert tickets.
آنها در لحظه آخر یک معامله برای بلیط کنسرت به دست آوردند.
she can always finagle a favor from her friends.
او همیشه میتواند از دوستانش لطمهای بگیرد.
he finagled his way out of doing the project alone.
او راهی برای انجام پروژه به تنهایی پیدا کرد.
they finagled extra time to finish their assignments.
آنها زمان بیشتری برای اتمام تکالیفشان به دست آوردند.
she was able to finagle an upgrade on her flight.
او توانست ارتقاء پروازی را به دست آورد.
he finagled a way to get out of the meeting.
او راهی برای فرار از جلسه پیدا کرد.
they managed to finagle a discount on their purchase.
آنها موفق شدند تخفیفی را در خرید خود به دست آورند.
she finagled a job interview with the top company.
او موفق شد یک مصاحبه شغلی با شرکت برتر به دست آورد.
finagle a deal
به دست آوردن یک معامله
finagle some time
کسب کردن وقت
finagle your way
چالش کردن خودتان
finagle a favor
گرفتن یک لطف
finagle an invitation
به دست آوردن یک دعوت
finagle a ticket
گرفتن بلیط
finagle some money
به دست آوردن پول
finagle a meeting
هماهنگ کردن یک جلسه
finagle a ride
به دست آوردن یک سفر
finagle a solution
به دست آوردن یک راه حل
she managed to finagle a free meal at the restaurant.
او موفق شد یک وعده غذای رایگان از رستوران بگیرد.
he tried to finagle his way into the exclusive party.
او سعی کرد به هر قیمتی وارد مهمانی انحصاری شود.
they finagled a last-minute deal on the concert tickets.
آنها در لحظه آخر یک معامله برای بلیط کنسرت به دست آوردند.
she can always finagle a favor from her friends.
او همیشه میتواند از دوستانش لطمهای بگیرد.
he finagled his way out of doing the project alone.
او راهی برای انجام پروژه به تنهایی پیدا کرد.
they finagled extra time to finish their assignments.
آنها زمان بیشتری برای اتمام تکالیفشان به دست آوردند.
she was able to finagle an upgrade on her flight.
او توانست ارتقاء پروازی را به دست آورد.
he finagled a way to get out of the meeting.
او راهی برای فرار از جلسه پیدا کرد.
they managed to finagle a discount on their purchase.
آنها موفق شدند تخفیفی را در خرید خود به دست آورند.
she finagled a job interview with the top company.
او موفق شد یک مصاحبه شغلی با شرکت برتر به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید