freeness

[ایالات متحده]/ˈfriːnəs/
[بریتانیا]/ˈfriːnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت آزادی؛ عدم محدودیت؛ آزادی؛ عدم قید و بند

عبارات و ترکیب‌ها

freedom of freeness

آزادی از رهایی

freeness of expression

آزادی بیان

freeness of choice

آزادی انتخاب

freeness in society

آزادی در جامعه

freeness of thought

آزادی اندیشه

freeness of speech

آزادی سخن

freeness of action

آزادی عمل

freeness of movement

آزادی جابجایی

freeness to choose

آزادی برای انتخاب

freeness in art

آزادی در هنر

جملات نمونه

freeness of expression is essential in art.

آزادی بیان برای هنر ضروری است.

she values the freeness of her lifestyle.

او به آزادی سبک زندگی خود ارزش می‌دهد.

freeness in thought leads to innovation.

آزادی در تفکر منجر به نوآوری می‌شود.

the freeness of the open sea is invigorating.

آزادی دریاهای آزاد، انرژی‌بخش است.

he enjoys the freeness of working from home.

او از آزادی کار کردن از خانه لذت می‌برد.

freeness in communication fosters better relationships.

آزادی در برقراری ارتباط، روابط بهتری را تقویت می‌کند.

they promote the freeness of information access.

آنها آزادی دسترسی به اطلاعات را ترویج می‌کنند.

the freeness of the countryside is refreshing.

آزادی فضای باز در حومه شهر، دلپذیر است.

freeness is a fundamental human right.

آزادی یک حق اساسی بشر است.

we should cherish the freeness of our society.

ما باید از آزادی جامعه خود قدردانی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید