gad

[ایالات متحده]/gæd/
[بریتانیا]/ɡæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بی‌هدف پرسه زدن، دور و دور گشتن، خوش گذرانی کردن
n. پرسه زنی، چوب نوک‌تیز (استفاده شده برای راندن دام)، یک عبارت ملایم ابراز تعجب یا ناراحتی
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریgadding
زمان گذشتهgadded
قسمت سوم فعلgadded
شکل سوم شخص مفردgads
جمعgads

عبارات و ترکیب‌ها

gad about

در مورد گپ

gadfly

حشرات آزاردهنده

gadgets

gadgetها

gadolinium

گادولینیوم

gadgetry

وسایل جانبی

جملات نمونه

She gads about Europe a lot.

او زیاد در مورد اروپا صحبت می‌کند.

Questi erano dei figliuoli di Gad, capi dell’esercito;il minimo tenea fronte a cento;il maggiore, a mille.

Questi erano dei figliuoli di Gad, capi dell’esercito;il minimo tenea fronte a cento;il maggiore, a mille.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید