huffiness

[ایالات متحده]/ˈhʌfɪnəs/
[بریتانیا]/ˈhʌfɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن آسان‌تر از اینکه ناراحت یا عصبانی شوی؛ حساسیت؛ عصبانیت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

with huffiness

با خودخواهی

obvious huffiness

خودخواهی آشکار

childish huffiness

خودخواهی کودکانه

their huffiness

خودخواهی آن‌ها

full of huffiness

پر از خودخواهی

sudden huffiness

خودخواهی ناگهانی

جملات نمونه

the child's childish huffiness lasted only minutes before she forgot why she was upset.

خودخواهی کودکانه کودک تنها چند دقیقه طول کشید و سپس او فراموش کرد که چرا ناراحت بود.

his unreasonable huffiness about the seating arrangement ruined the entire dinner party.

خودخواهی او درباره چیدمان صندلی‌ها باعث افساد تمام جلسه شام شد.

after receiving criticism, she stormed off in a moment of momentary huffiness.

پس از دریافت انتقاد، او با خودخواهی لحظه‌ای به سرعت رفت.

the politician's visible huffiness during the press conference made him appear unprofessional.

خودخواهی قابل مشاهده سیاستمدار در جلسه خبری باعث شد که به نظر برسد ناپیوسته است.

her petulant huffiness over the minor inconvenience shocked her normally composed colleagues.

خودخواهی ناراحت‌کننده او درباره این ناراحتی کوچک همکارانش را که معمولاً آرام و خنک هستند، شوکه کرد.

his brief huffiness subsided once he realized his mistake.

خودخواهی کوتاه او پس از اینکه اشتباه خود را متوجه شد، کاهش یافت.

the huffiness of the teenager was evident in her dramatic eye-rolling.

خودخواهی نوجوان در چشمان او به صورت نگاه‌های دراماتیک قابل مشاهده بود.

she responded with unexpected huffiness when asked about her plans.

وقتی درباره برنامه‌هایش پرسیده شد، او با خودخواهی غیرمنتظره پاسخ داد.

he left the room in a huff, his huffiness palpable to everyone present.

او با خودخواهی از اتاق رفت، خودخواهی او به تمام حاضرین قابل احساس بود.

the employee's sulky huffiness created an uncomfortable atmosphere in the office.

خودخواهی خاموش و ناراحت کارمند باعث ایجاد یک فضای نامطلوب در دفتر شد.

her theatrical huffiness was clearly an act to manipulate the situation.

خودخواهی دراماتیک او به وضوح یک اقدام برای کنترل موقعیت بود.

his disproportionate huffiness over such a small matter seemed excessive.

خودخواهی نامناسب او درباره چنین یک مسئله کوچک به نظر می‌رسد بیش از حد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید