knick

[ایالات متحده]/knɪk/
[بریتانیا]/knɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. Knick (نام یک شرکت آلمانی)
شکل‌های واژه
جمعknicks

عبارات و ترکیب‌ها

knick-knack

پریشان

knicks and knacks

پریشان‌ها

knick of time

پریشانی از زمان

with a knick

با یک پریشان

knicking sound

صوت پریشان

a sharp knick

یک پریشان تیز

the knick

پریشان

knick sound

صوت پریشان

little knicks

پریشان‌های کوچک

knick break

شکست پریشان

جملات نمونه

the bird gave a sharp knick as it flew away.

پرندۀ تیزی که پرواز کرد.

there's a small knick on the edge of the glass.

یک لکه کوچک روی لبه شیشه وجود دارد.

the crystal made a clear knick when it hit the floor.

کریستال زمانی که روی زمین افتاد، یک لکه واضح ایجاد کرد.

she heard a faint knick from the forest.

او یک لکه ضعیف از جنگل شنید.

the branch gave a knick when it snapped.

شاخه زمانی که شکست، یک لکه ایجاد کرد.

the knife left a knick in the wooden table.

چاقو یک لکه روی میز چوبی گذاشت.

there's a noticeable knick in the metal frame.

یک لکه قابل توجه در چارچوب فلز وجود دارد.

the glass has a tiny knick near the rim.

شیشه یک لکه بسیار کوچک نزدیک لبه دارد.

a knick echoed through the empty hallway.

یک لکه از طریق راهرو خالی تکان داده شد.

the old branch produced a sharp knick when it broke.

شاخه قدیمی زمانی که شکست، یک لکه تیز ایجاد کرد.

i noticed a small knick on the paintwork.

من یک لکه کوچک روی نقاشی را متوجه شدم.

the antique clock struck with a loud knick.

ساعت قدیمی با یک لکه بلند ضربه زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید