leeder

[ایالات متحده]/li:də/
[بریتانیا]/li:dər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متغیر از 'leader' که به عنوان نام خانوادگی به معنی فردی که رهبری می‌کند استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعleeders

عبارات و ترکیب‌ها

bleeding bleeder

خونریزی گوگرد

جملات نمونه

the project leader scheduled a meeting for monday.

رییس پروژه یک جلسه را برای یکشنبه برنامه ریزی کرد.

she emerged as a natural leader during the crisis.

او در طول بحران به عنوان رهبر طبیعی ظهور کرد.

the team leader assigned tasks to each member.

رییس تیم وظایف را به هر عضو تخصیص داد.

he is a visionary leader in the tech industry.

او یک رهبر خیال‌پرداز در صنعت فناوری است.

the religious leader addressed the congregation yesterday.

رهبر دینی دیروز به جمع جمعه سخن گفت.

our camp leader taught us how to build fires.

رییس اردو به ما آموزش داد که چگونه آتش بسوزانیم.

the party leader resigned amid the scandal.

رهبر حزب در برابر این اسکاندل استعفا داد.

she followed in her father's footsteps as a union leader.

او در پایه‌های پدرش به عنوان رهبر اتحادیه پیش رفت.

the student leader organized the protest peacefully.

رهبر دانشجویی به صورت آرامش‌بخش اعتراض را سازمان داد.

he took over as band leader after the previous one left.

او پس از اینکه رهبر گروه قبلی رفته بود، به عنوان رهبر گروه جدید گرفت.

the spiritual leader guided seekers on their path.

رهبر روحانی راه‌گشاها را در مسیر خود هدایت کرد.

our group leader ensured everyone returned safely.

رییس گروه اطمینان حاصل کرد که همه امن بازمی‌گردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید