non-learner status
وضعیت یادگیرنده نبودن
a non-learner
یک یادگیرنده نبودن
becoming a non-learner
شدن یک یادگیرنده نبودن
non-learners often
معمولا یادگیرندگان نبودن
identified as non-learners
به عنوان یادگیرندگان نبودن شناسایی شدهاند
non-learner group
گروه یادگیرندگان نبودن
support non-learners
حمایت از یادگیرندگان نبودن
potential non-learner
یادگیرنده نبودن پتانسیلدار
treating non-learners
درمان یادگیرندگان نبودن
the non-learner often benefits from observing experienced colleagues.
نابرنامها اغلب از ملاحظه همکاران تجربهی بیشتر بهرهمند میشوند.
we need to identify the non-learner and provide alternative support.
ما باید نابرنام را شناسایی کرده و حمایتهای جایگزین ارائه دهیم.
a non-learner might excel in a role requiring practical skills.
نابرنام ممکن است در یک نقش که مهارتهای عملی را نیاز دارد، موفقیتآمیز باشد.
the non-learner's perspective can offer unique insights to the team.
نگاه نابرنام میتواند نگاههای منحصر به فردی به تیم ارائه دهد.
it's important not to label a non-learner as inherently incapable.
مهم است که نابرنام را به طور ذاتی ناتوان ندانسته شود.
the non-learner may prefer hands-on experience over formal training.
نابرنام ممکن است تجربهی عملی را در مقایسه با آموزش رسمی ترجیح دهد.
understanding the non-learner's motivations is crucial for engagement.
درک انگیزههای نابرنام برای مشارکت حیاتی است.
we should tailor approaches to accommodate the non-learner's style.
ما باید رویکردها را طوری تنظیم کنیم که سبک نابرنام را در نظر بگیرد.
the non-learner's strengths might lie outside of traditional learning paths.
نقاط قوت نابرنام ممکن است خارج از مسیرهای یادگیری سنتی باشد.
a non-learner can contribute valuable knowledge through practical application.
نابرنام میتواند از طریق کاربرد عملی دانش ارزشمندی ارائه دهد.
we must avoid making assumptions about the non-learner's potential.
ما باید از این که فرضیاتی دربارهی پتانسیل نابرنام میکنیم، پرهیز کنیم.
non-learner status
وضعیت یادگیرنده نبودن
a non-learner
یک یادگیرنده نبودن
becoming a non-learner
شدن یک یادگیرنده نبودن
non-learners often
معمولا یادگیرندگان نبودن
identified as non-learners
به عنوان یادگیرندگان نبودن شناسایی شدهاند
non-learner group
گروه یادگیرندگان نبودن
support non-learners
حمایت از یادگیرندگان نبودن
potential non-learner
یادگیرنده نبودن پتانسیلدار
treating non-learners
درمان یادگیرندگان نبودن
the non-learner often benefits from observing experienced colleagues.
نابرنامها اغلب از ملاحظه همکاران تجربهی بیشتر بهرهمند میشوند.
we need to identify the non-learner and provide alternative support.
ما باید نابرنام را شناسایی کرده و حمایتهای جایگزین ارائه دهیم.
a non-learner might excel in a role requiring practical skills.
نابرنام ممکن است در یک نقش که مهارتهای عملی را نیاز دارد، موفقیتآمیز باشد.
the non-learner's perspective can offer unique insights to the team.
نگاه نابرنام میتواند نگاههای منحصر به فردی به تیم ارائه دهد.
it's important not to label a non-learner as inherently incapable.
مهم است که نابرنام را به طور ذاتی ناتوان ندانسته شود.
the non-learner may prefer hands-on experience over formal training.
نابرنام ممکن است تجربهی عملی را در مقایسه با آموزش رسمی ترجیح دهد.
understanding the non-learner's motivations is crucial for engagement.
درک انگیزههای نابرنام برای مشارکت حیاتی است.
we should tailor approaches to accommodate the non-learner's style.
ما باید رویکردها را طوری تنظیم کنیم که سبک نابرنام را در نظر بگیرد.
the non-learner's strengths might lie outside of traditional learning paths.
نقاط قوت نابرنام ممکن است خارج از مسیرهای یادگیری سنتی باشد.
a non-learner can contribute valuable knowledge through practical application.
نابرنام میتواند از طریق کاربرد عملی دانش ارزشمندی ارائه دهد.
we must avoid making assumptions about the non-learner's potential.
ما باید از این که فرضیاتی دربارهی پتانسیل نابرنام میکنیم، پرهیز کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید