pourer

[ایالات متحده]/ˈpɔːrə/
[بریتانیا]/ˈpɔːrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مایعات (مانند چای) را می‌ریزد؛ شخصی که نوشیدنی‌ها را سرو می‌کند
Word Forms
جمعpourers

عبارات و ترکیب‌ها

oil pourer

ریختن روغن

wine pourer

ریختن شراب

salt pourer

ریختن نمک

vinegar pourer

ریختن سرکه

sauce pourer

ریختن سس

cream pourer

ریختن خامه

syrup pourer

ریختن شربت

milk pourer

ریختن شیر

juice pourer

ریختن آبمیوه

water pourer

ریختن آب

جملات نمونه

the wine pourer gracefully served each glass.

پاسه‌دار شراب به ظرافت هر لیوان را سرو کرد.

she is the best pourer at the party.

او بهترین پاسه‌دار در مهمانی است.

he used a special pourer to prevent spills.

او از یک پاسه‌دار ویژه برای جلوگیری از ریختن استفاده کرد.

the pourer made it easy to serve the sauce.

پاسه‌دار سرو سس را آسان کرد.

make sure to clean the pourer after use.

مطمئن شوید که بعد از استفاده پاسه‌دار را تمیز کنید.

a good pourer enhances the drinking experience.

یک پاسه‌دار خوب تجربه نوشیدن را بهبود می‌بخشد.

he bought a stylish pourer for his kitchen.

او یک پاسه‌دار شیک برای آشپزخانه اش خرید.

the pourer was designed to reduce aeration.

پاسه‌دار برای کاهش هوازدگی طراحی شده بود.

everyone complimented her pourer technique.

همه به تکنیک پاسه‌داری او تعارف کردند.

using a pourer can help control the flow of liquid.

استفاده از یک پاسه‌دار می‌تواند به کنترل جریان مایع کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید