preempt

[ایالات متحده]/pri:ˈempt/
[بریتانیا]/priˈɛmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تصرف یا اشغال کردن قبل از دیگران؛ پیشی گرفتن؛ عمل کردن قبل از دیگران
Word Forms
زمان گذشتهpreempted
قسمت سوم فعلpreempted
شکل سوم شخص مفردpreempts
صفت یا فعل حال استمراریpreempting
جمعpreempts

عبارات و ترکیب‌ها

preemptive strike

حمله پیشگیرانه

جملات نمونه

preempted the glory for herself;

شکوه را برای خود تصاحب کرد;

A special news program preempted the scheduled shows.

یک برنامه خبری ویژه جایگزین برنامه‌های زمان‌بندی شده شد.

Discussion of the water shortage will preempt the other topics on this week's agenda.

بحث در مورد کمبود آب موضوعات دیگر را در دستور کار این هفته جایگزین خواهد کرد.

Preempt right was changed into military purveyance.Military purveyance did great harm to social economy as well as peasants' produce and life.Purveya...

حق پیش‌دستی به تهیه و تدارکات نظامی تغییر یافت. تهیه و تدارکات نظامی آسیب زیادی به اقتصاد و محصولات و زندگی روستاییان وارد کرد. پوروی...

The company decided to preempt the competition by releasing their new product earlier.

شرکت تصمیم گرفت با عرضه محصول جدید خود زودتر، از رقابت پیشی بگیرد.

The government took preemptive measures to prevent the spread of the virus.

دولت اقدامات پیشگیرانه ای برای جلوگیری از گسترش ویروس انجام داد.

The military launched a preemptive strike against the enemy's base.

ارتش یک حمله پیشگیرانه به پایگاه دشمن انجام داد.

She preempted any objections by addressing them in her presentation.

او با رسیدگی به آنها در ارائه خود، هرگونه اعتراض را پیش‌دستی کرد.

The police preempted a potential terrorist attack by arresting the suspects.

پلیس با دستگیری مظنونان، از یک حمله تروریستی احتمالی پیش‌دستی کرد.

The teacher preempted any disruptions by setting clear classroom rules.

معلم با تعیین قوانین واضح کلاس، از هرگونه اختلال پیش‌دستی کرد.

The manager preempted any misunderstandings by clearly communicating the expectations.

مدیر با برقراری ارتباط واضح انتظارات، از هرگونه سوء تفاهم پیش‌دستی کرد.

The airline preempted the storm by canceling flights ahead of time.

شرکت هواپیمایی با لغو پروازها از قبل، از طوفان پیش‌دستی کرد.

The negotiator preempted potential conflicts by finding common ground early on.

مذاکره کننده با یافتن زمینه‌های مشترک در اوایل کار، از درگیری‌های احتمالی پیش‌دستی کرد.

She preempted her opponent's move by making a strategic decision.

او با اتخاذ یک تصمیم استراتژیک، از حرکت حریف خود پیش‌دستی کرد.

نمونه‌های واقعی

That's international presence was not enough to preempt an international commission.

حضور بین‌المللی آن به اندازه‌ای کافی نبود که از ایجاد یک کمیسیون بین‌المللی جلوگیری کند.

منبع: CNN Listening January 2013 Collection

I don't wanna preempt fate, Ebbers, but are you gonna pass this or fail it?

من نمی‌خواهم سرنوشت را پیش‌بینی کنم، ابِرز، اما آیا این را قبول خواهید کرد یا مردود خواهید شد؟

منبع: Gourmet Base

It says federal law on emergency treatment guidelines preempts state laws that would ban most abortions.

این می‌گوید که قانون فدرال در مورد دستورالعمل‌های درمان اورژانس قوانین ایالتی را که بیشتر سقط جنین‌ها را ممنوع می‌کنند، پیش‌گیری می‌کند.

منبع: AP Listening Collection August 2022

The aim could be to preempt to court ruling on Sunday, which may once again dissolve this Assembly.

هدف این بود که از رأی دادگاه در روز یکشنبه که ممکن است بار دیگر این مجمع را منحل کند، جلوگیری شود.

منبع: BBC Listening December 2012 Collection

" We have to find a way to prevent, to preempt, to act ahead of these kinds of obscenities."

ما باید راهی برای جلوگیری، پیش‌گیری و اقدام قبل از اینگونه زشت‌کاری‌ها پیدا کنیم.

منبع: VOA Standard October 2013 Collection

And I'll preempt my—And I would say this stuff comes up smelling like roses at the end of the day.

و من پیش‌زمینه خودم را پیش‌بینی می‌کنم - و من می‌گویم که در پایان روز، این موضوع بوی گل می‌دهد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

I would never preempt myself if it weren't important.

من هرگز خودم را پیش‌بینی نمی‌کردم اگر مهم نبود.

منبع: Workplace Self-Improvement Guide

The talking points Pablo has prepared will " preempt" possible questions.

نکات صحبت‌هایی که پابلو آماده کرده است، سؤالات احتمالی را پیش‌گیری می‌کند.

منبع: 2016 ESLPod

" To preempt a disagreement" is to do something to prevent a disagreement from happening.

«برای پیش‌گیری از اختلاف نظر» به معنای انجام کاری برای جلوگیری از وقوع اختلاف نظر است.

منبع: 2016 ESLPod

Our food systems have not been designed to adapt to major disruptions or preempt them.

سیستم‌های غذایی ما برای سازگاری با اختلالات بزرگ یا پیش‌گیری از آن‌ها طراحی نشده‌اند.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید