| شکل سوم شخص مفرد | scrimshanks |
| صفت یا فعل حال استمراری | scrimshanking |
| زمان گذشته | scrimshanked |
| قسمت سوم فعل | scrimshanked |
scrimshank the job
اجتناب از انجام کار
scrimshank your duties
اجتناب از انجام وظایف
scrimshank the task
اجتناب از انجام وظیفه
scrimshank the project
اجتناب از انجام پروژه
scrimshank the plan
اجتناب از انجام برنامه
scrimshank the process
اجتناب از انجام فرآیند
scrimshank the work
اجتناب از انجام کار
scrimshank the effort
اجتناب از انجام تلاش
scrimshank the responsibility
اجتناب از انجام مسئولیت
scrimshank the commitment
اجتناب از انجام تعهد
he tends to scrimshank when faced with difficult tasks.
او معمولاً در مواجهه با وظایف دشوار کمکاری میکند.
don't scrimshank your responsibilities at work.
وظایف خود را در محل کار نادیده نگیرید.
she always scrimshanks during group projects.
او همیشه در پروژههای گروهی کمکاری میکند.
it's easy to scrimshank when the deadline is far away.
وقتی مهلت تحویل دور است، کمکاری کردن آسان است.
he was accused of scrimshanking on the team.
اتهام کمکاری در تیم به او وارد شد.
many students scrimshank their studies until exams approach.
بسیاری از دانشآموزان تا زمان نزدیک شدن امتحانات، تحصیلات خود را نادیده میگیرند.
she doesn't scrimshank; she takes her commitments seriously.
او کمکاری نمیکند؛ او وظایف خود را جدی میگیرد.
to succeed, you can't scrimshank your duties.
برای موفقیت، نمیتوانید وظایف خود را نادیده بگیرید.
he scrimshanked his way through the project, leaving others to pick up the slack.
او با کمکاری از پس پروژه برآمد و دیگران را مجبور به جبران کردند.
scrimshanking can lead to mistrust among team members.
کمکاری میتواند منجر به بیاعتمادی بین اعضای تیم شود.
scrimshank the job
اجتناب از انجام کار
scrimshank your duties
اجتناب از انجام وظایف
scrimshank the task
اجتناب از انجام وظیفه
scrimshank the project
اجتناب از انجام پروژه
scrimshank the plan
اجتناب از انجام برنامه
scrimshank the process
اجتناب از انجام فرآیند
scrimshank the work
اجتناب از انجام کار
scrimshank the effort
اجتناب از انجام تلاش
scrimshank the responsibility
اجتناب از انجام مسئولیت
scrimshank the commitment
اجتناب از انجام تعهد
he tends to scrimshank when faced with difficult tasks.
او معمولاً در مواجهه با وظایف دشوار کمکاری میکند.
don't scrimshank your responsibilities at work.
وظایف خود را در محل کار نادیده نگیرید.
she always scrimshanks during group projects.
او همیشه در پروژههای گروهی کمکاری میکند.
it's easy to scrimshank when the deadline is far away.
وقتی مهلت تحویل دور است، کمکاری کردن آسان است.
he was accused of scrimshanking on the team.
اتهام کمکاری در تیم به او وارد شد.
many students scrimshank their studies until exams approach.
بسیاری از دانشآموزان تا زمان نزدیک شدن امتحانات، تحصیلات خود را نادیده میگیرند.
she doesn't scrimshank; she takes her commitments seriously.
او کمکاری نمیکند؛ او وظایف خود را جدی میگیرد.
to succeed, you can't scrimshank your duties.
برای موفقیت، نمیتوانید وظایف خود را نادیده بگیرید.
he scrimshanked his way through the project, leaving others to pick up the slack.
او با کمکاری از پس پروژه برآمد و دیگران را مجبور به جبران کردند.
scrimshanking can lead to mistrust among team members.
کمکاری میتواند منجر به بیاعتمادی بین اعضای تیم شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید