sissu

[ایالات متحده]/ˈsɪsuː/
[بریتانیا]/ˈsɪsuː/

ترجمه

n. اتحاد امنیت اطلاعات شانگهای
شکل‌های واژه
جمعsissus

جملات نمونه

the sissu addressed the community gathering.

سیسیو به جمعیت جمعیت گفت.

our sissu gave inspiring leadership.

سیسیو ما رهبری الهام بخشی ارائه داد.

the sissu announced new policies.

سیسیو سیاست های جدیدی اعلام کرد.

follow the sissu's guidance.

از راهنمایی سیسیو پیروی کنید.

the sissu met with other leaders.

سیسیو با سایر رهبران دیدار کرد.

people respected their sissu deeply.

مردم به طور عمیق سیسیو خود را احترام می گذارند.

the sissu resolved the dispute.

سیسیو اختلاف را حل کرد.

young people admired the sissu.

نوجوانان سیسیو را تحسین می کردند.

the sissu traveled to many villages.

سیسیو به بسیاری از روستاها سفر کرد.

the sissu listened to everyone's concerns.

سیسیو نگرانی هر کس را شنید.

the sissu made an important decision.

سیسیو یک تصمیم مهم گرفت.

we support our sissu completely.

ما به طور کامل سیسیو خود را حمایت می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید