soakingly

[ایالات متحده]/ˈsəʊkɪŋli/
[بریتانیا]/ˈsoʊkɪŋli/

ترجمه

adv. به صورت خیسیده؛ کاملاً خیس

عبارات و ترکیب‌ها

soakingly humid

به شدت مرطوب

soakingly wet

به شدت خیس

soakingly hot

به شدت داغ

soakingly sad

به شدت غمگین

soakingly sweet

به شدت شیرین

soakingly tender

به شدت لطیف

soakingly moist

به شدت مرطوب

soakingly weary

به شدت خسته

soakingly silent

به شدت ساکت

soakingly heavy

به شدت سنگین

جملات نمونه

the rain fell soakingly all afternoon, turning the garden into a small lake.

باران بعد از ظهر به طور کامل می‌بارید و باغ را به یک دریاچه کوچک تبدیل می‌کرد.

she told the story soakingly, with tears streaming down her face.

او داستان را با حالتی غرق‌کننده تعریف کرد، در حالی که اشک‌ها از گونه‌هایش سرازیر می‌شدند.

the film was soakingly romantic, leaving the audience completely moved.

فیلم به طرز غرق‌کننده‌ای عاشقانه بود و مخاطبان را کاملاً تحت تاثیر قرار داد.

the humidity was soakingly intense, making every breath feel labored.

رطوبت به شدت غرق‌کننده بود و باعث می‌شد هر نفسی با تلاش همراه باشد.

he spoke soakingly about his childhood, each memory dripping with nostalgia.

او با حالتی غرق‌کننده در مورد دوران کودکی‌اش صحبت کرد، هر خاطره‌ای که با نوستالژی همراه بود.

the novel is soakingly nostalgic, evoking memories of a bygone era.

رمان به طرز غرق‌کننده‌ای نوستالژیک است و خاطراتی از دوران گذشته را زنده می‌کند.

the music was soakingly beautiful, filling the cathedral with pure emotion.

موسیقی به طرز غرق‌کننده‌ای زیبا بود و کلیسا را با احساسات خالص پر کرد.

the play was soakingly tragic, its ending leaving no dry eyes in the theater.

نمایش به طرز غرق‌کننده‌ای تراژیک بود و پایان آن باعث نشد هیچ‌کس در تئاتر خشکش نگه دارد.

the documentary was soakingly emotional, revealing the raw truth of human struggle.

مستند به طرز غرق‌کننده‌ای احساسی بود و حقیقت خام تلاش انسان را نشان می‌داد.

the old photographs were soakingly sentimental, each one telling a thousand stories.

عکس‌های قدیمی به طرز غرق‌کننده‌ای احساسی بودند و هر کدام هزاران داستان را بیان می‌کردند.

the summer heat was soakingly oppressive, forcing everyone to seek shelter.

گرماي تابستان به طرز غرق‌کننده‌ای طاقت‌فرسا بود و باعث شد همه به دنبال پناهگاه باشند.

the poem was soakingly melancholic, capturing the essence of lost love.

شعر به طرز غرق‌کننده‌ای مالیخولیایی بود و جوهر عشق گمشده را به تصویر می‌کشید.

the atmosphere in the room was soakingly tense as they waited for the results.

فضای اتاق به طرز غرق‌کننده‌ای متشنج بود در حالی که آن‌ها منتظر نتایج بودند.

she described the sunset soakingly, painting vivid pictures with her words.

او غروب آفتاب را با حالتی غرق‌کننده توصیف کرد و با کلماتش تصاویر زنده ای ترسیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید