standdown

[ایالات متحده]/ˈstænddaʊn/
[بریتانیا]/ˈstænddaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توقف یا مهلت گرفتن؛ معلق گذاشتن کار یا عملیات؛ دوره اخراج موقت
v. از میز گواهی خارج شدن؛ پس گرفتن؛ بازنشسته شدن؛ پشت گرویدن؛ از حالت افتادگی خارج شدن
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the chairman decided to stand down after the scandal.

رئیس پس از این پرونده تصمیم گرفت که استعفا دهد.

the candidate announced he would stand down from the race.

نامزد اعلام کرد که از رقابت خارج می‌شود.

the troops were ordered to stand down after the ceasefire.

نیروها پس از آتش توقف دستور داده شدند تا خارج شوند.

she decided to stand down as team captain.

او تصمیم گرفت از عنوان سرمربی تیم خارج شود.

the company ceo announced he would stand down next month.

سرتیم اجرایی شرکت اعلام کرد که ماه آینده استعفا می‌دهد.

the army general decided to stand down from his position.

عمیدار ارتش تصمیم گرفت از جایگاه خود خارج شود.

the witness decided to stand down from the case.

گواه تصمیم گرفت از پرونده خارج شود.

after the investigation, the officer was asked to stand down.

پس از تحقیقات، به دستگاه اطلاع داده شد تا خارج شود.

the minister announced she would stand down from her post.

وزیر اعلام کرد که از جایگاه خود خارج می‌شود.

the soldiers were allowed to stand down after the training exercise.

سربازان پس از تمرینات مجاز به خروج شدند.

the union leader decided to stand down after the dispute.

رئیس اتحادیه پس از اختلاف تصمیم گرفت که استعفا دهد.

the security team stood down after the threat was resolved.

تیم امنیت پس از حل تهدید خارج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید