strong-arming

[ایالات متحده]/[ˈstrɒŋˌɑːmɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈstrɒŋˌɑːrmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (often used reflexively) به فشار یا تهدید کردن کسی را به انجام دادن چیزی مجبور کردن.
v. (informal) استفاده از نیروی فیزیکی یا تهدید برای دستیابی به چیزی.
n. عمل مجبور کردن کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

strong-arming him

تهدید کردن او

avoid strong-arming

از تهدید پرهیز کن

stop strong-arming

تهدید را متوقف کن

strong-arming tactics

روش‌های تهدید

strong-arming someone

تهدید کردن کسی

without strong-arming

بدون تهدید

accused of strong-arming

متهم به تهدید شد

resisted strong-arming

مقاومت در برابر تهدید

جملات نمونه

the manager tried strong-arming us into working overtime this weekend.

مدیر سعی کرد تا ما را با استفاده از فشار زیاد به کار کردن اضافه این هفته اجبار کند.

don't let him strong-arm you into making a decision you're not comfortable with.

به او اجازه ندهید تا شما را به گرفتن یک تصمیم که با آن راحت نیستید اجبار کند.

the politician was accused of strong-arming the bill through congress.

سیاستمدار متهم شد که قانون را با استفاده از فشار زیاد از طریق کنگره عبور داده است.

we need to avoid strong-arming our employees into accepting the new policy.

ما باید از اجبار کارکنانمان به پذیرش سیاست جدید جلوگیری کنیم.

he attempted to strong-arm the vendor into lowering their prices.

او سعی کرد تا فروشنده را به کاهش قیمت‌هایش اجبار کند.

the union accused the company of strong-arming workers during negotiations.

اتحادیه شرکت را متهم کرد که در مذاکرات کارکنان را با فشار زیاد اجبار کرده است.

she refused to be strong-armed into signing the contract.

او از اینکه به امضای قرارداد اجبار شود، انکار کرد.

the team leader shouldn't strong-arm team members into taking on extra work.

رئیس تیم باید اعضای تیم را به انجام دادن کارهای اضافه اجبار نکند.

the government was criticized for strong-arming the media into supporting their agenda.

دولت به خاطر اینکه رسانه‌ها را با فشار زیاد به حمایت از برنامه‌هایش اجبار کرده است، مورد انتقاد قرار گرفت.

we can't strong-arm our way to a solution; we need to collaborate.

ما نمی‌توانیم با استفاده از فشار زیاد به راه حلی برسیم؛ ما باید همکاری کنیم.

the lawyer warned the client not to be strong-armed by the opposing counsel.

دادستان به مشتری هشدار داد که توسط دفاع دیگر طرف اجبار نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید