| جمع | subsids |
subsidized housing
محلههای مسکونی تامین شده
subsidy program
برنامه تامین مالی
government subsidy
تامین مالی دولت
direct subsidy
تامین مالی مستقیم
energy subsidy
تامین مالی انرژی
farm subsidy
تامین مالی کشاورزی
housing subsidy
تامین مالی مسکن
export subsidy
تامین مالی صادرات
agricultural subsidy
تامین مالی کشاورزی
subsidized
تامین شده
the government provides substantial subsidies to support local farmers.
دولت تشویق به کمک های قابل توجه برای حمایت از کشاورزان محلی را فراهم می کند.
many countries have reduced agricultural subsidies in recent years.
بسیاری از کشورها در سال های اخیر کمک های کشاورزی را کاهش داده اند.
the program helps subsidize housing costs for low-income families.
این برنامه به کمک هزینه مسکن برای خانواده های درآمد پایین کمک می کند.
energy subsidies can make renewable sources more affordable.
کمک های انرژی می تواند منابع تجدید پذیر را مقرون به صرفه تر کند.
some experts argue that subsidies distort market competition.
برخی از متخصصان می گویند کمک ها رقابت بازار را به هم می زنند.
the company receives government subsidies to create jobs.
این شرکت کمک های دولتی را برای ایجاد مشاغل دریافت می کند.
food subsidies help ensure basic nutrition for vulnerable populations.
کمک های غذایی به تضمین تغذیه پایه برای جوامع آسیب پذیر کمک می کند.
the city plans to phase out subsidies for public transportation.
شهر برنامه ریزی کرده است تا کمک های حمل و نقل عمومی را به تدریج لغو کند.
subsidies for electric vehicles have boosted sales significantly.
کمک های خودروهای برقی فروش را به طور قابل توجهی افزایش داده است.
critics say corporate subsidies often benefit wealthy shareholders.
انتقادات می گویند کمک های شرکتی اغلب سهامداران ثروتمند را به نفع می رساند.
the education subsidies allow more students to attend university.
کمک های آموزشی به این معنی است که بیشتر دانشجویان می توانند دانشگاه را بپذیرند.
european nations maintain high farm subsidies to protect agriculture.
subsidized housing
محلههای مسکونی تامین شده
subsidy program
برنامه تامین مالی
government subsidy
تامین مالی دولت
direct subsidy
تامین مالی مستقیم
energy subsidy
تامین مالی انرژی
farm subsidy
تامین مالی کشاورزی
housing subsidy
تامین مالی مسکن
export subsidy
تامین مالی صادرات
agricultural subsidy
تامین مالی کشاورزی
subsidized
تامین شده
the government provides substantial subsidies to support local farmers.
دولت تشویق به کمک های قابل توجه برای حمایت از کشاورزان محلی را فراهم می کند.
many countries have reduced agricultural subsidies in recent years.
بسیاری از کشورها در سال های اخیر کمک های کشاورزی را کاهش داده اند.
the program helps subsidize housing costs for low-income families.
این برنامه به کمک هزینه مسکن برای خانواده های درآمد پایین کمک می کند.
energy subsidies can make renewable sources more affordable.
کمک های انرژی می تواند منابع تجدید پذیر را مقرون به صرفه تر کند.
some experts argue that subsidies distort market competition.
برخی از متخصصان می گویند کمک ها رقابت بازار را به هم می زنند.
the company receives government subsidies to create jobs.
این شرکت کمک های دولتی را برای ایجاد مشاغل دریافت می کند.
food subsidies help ensure basic nutrition for vulnerable populations.
کمک های غذایی به تضمین تغذیه پایه برای جوامع آسیب پذیر کمک می کند.
the city plans to phase out subsidies for public transportation.
شهر برنامه ریزی کرده است تا کمک های حمل و نقل عمومی را به تدریج لغو کند.
subsidies for electric vehicles have boosted sales significantly.
کمک های خودروهای برقی فروش را به طور قابل توجهی افزایش داده است.
critics say corporate subsidies often benefit wealthy shareholders.
انتقادات می گویند کمک های شرکتی اغلب سهامداران ثروتمند را به نفع می رساند.
the education subsidies allow more students to attend university.
کمک های آموزشی به این معنی است که بیشتر دانشجویان می توانند دانشگاه را بپذیرند.
european nations maintain high farm subsidies to protect agriculture.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید