threating

[ایالات متحده]/ˈθretənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈθretənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle)تهدید کننده؛ تهدیدی؛ با ظاهری ترسناک یا خطرناک.

جملات نمونه

the threatening storm clouds gathered on the horizon.

ابر‌های تندری تهدیدآمیز در افق جمع شدند.

he gave me a threatening look across the room.

او با نگاهی تهدیدآمیز از آن طرف اتاق به من نگاه کرد.

the letter contained threatening language directed at the ceo.

نامه حاوی لحن تهدیدآمیزی بود که به سمت مدیرعامل هدایت شده بود.

the company issued a threatening statement about potential layoffs.

شرکت بیانیه‌ای تهدیدآمیز در مورد احتمال اخراج منتشر کرد.

she received threatening phone calls from an unknown number.

او تماس‌های تلفنی تهدیدآمیز از یک شماره ناشناس دریافت کرد.

the dog growls in a threatening manner when strangers approach.

سگ وقتی افراد غریبه نزدیک می‌شوند، به روشی تهدیدآمیز غرغر می‌کند.

the situation in the region is becoming increasingly threatening.

وضعیت در منطقه به طور فزاینده‌ای تهدیدآمیز می‌شود.

he made a threatening gesture with his hand during the argument.

او در طول بحث با دست خود یک حرکت تهدیدآمیز انجام داد.

the threatening weather forced the organizers to cancel the outdoor event.

آب و هوای تهدیدآمیز باعث شد برگزارکنندگان رویداد فضای باز را لغو کنند.

there was a threatening tone in his voice that made her nervous.

در صدای او لحنی تهدیدآمیز وجود داشت که او را مضطرب کرد.

the government issued a threatening warning about the approaching hurricane.

دولت هشداری تهدیدآمیز در مورد گردباد قریب‌الوقوع منتشر کرد.

she ignored the threatening messages posted on her social media account.

او پیام‌های تهدیدآمیز منتشر شده در حساب رسانه‌های اجتماعی خود را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید