| جمع | tipus |
tipu tips
تیپو تیپس
tipu tipped
تیپو تیپد
tipu tipping
تیپو تیپینگ
tipu's
تیپو'
the tipu
تیپو
give tipu
تیپو بده
that's complete tipu and nobody believes it anymore.
این کاملاً یک تیپو است و هیچ کس به آن باور نمیکند.
the politician's speech was full of tipu about economic progress.
خطابه سیاستمدار پر از تیپو درباره پیشرفت اقتصادی بود.
don't listen to his tipu stories about being a millionaire.
به داستانهای تیپو او درباره بودن یک میلیونر گوش نده.
she called out the advertisement as pure tipu and filed a complaint.
او تبلیغ را به طور کامل تیپو خواند و شکایتی ثبت کرد.
their tipu about caring for the environment is exposed by their actions.
تیپو آنها درباره مراقبت از محیط زیست توسط اقداماتشان آشکار شد.
internet tipu spreads faster than the truth can travel.
تیپو اینترنتی سریعتر از آن است که راستی بتواند سریع شود.
his excuse was obvious tipu that nobody accepted.
عذر او یک تیپو واضح بود که هیچ کس آن را پذیرفته نمیکرد.
the documentary exposed years of corporate tipu about product safety.
مستند سالها تیپو کارآفرینی درباره ایمنی محصولات را آشکار کرد.
she refused to believe the tipu circulating about her colleague.
او باور نکرد به تیپویی که درباره همکارش گردش میکرد.
grandpa always told us to spot tipu in advertising claims.
دیدگاههای پدربزرگ همیشه ما را آموزش میداد تا تیپو در ادعاهای تبلیغاتی را شناسایی کنیم.
the tabloid's tipu about celebrity scandals sells many copies.
تیپو روزنامهنامه درباره اخبار گمراهکننده ستارهها باعث فروش زیادی میشود.
police warned citizens about tipu emails asking for bank details.
پلیس شهروندان را درباره ایمیلهای تیپو که از جزئیات بانکی پرسیده میشود هشدار داد.
tipu tips
تیپو تیپس
tipu tipped
تیپو تیپد
tipu tipping
تیپو تیپینگ
tipu's
تیپو'
the tipu
تیپو
give tipu
تیپو بده
that's complete tipu and nobody believes it anymore.
این کاملاً یک تیپو است و هیچ کس به آن باور نمیکند.
the politician's speech was full of tipu about economic progress.
خطابه سیاستمدار پر از تیپو درباره پیشرفت اقتصادی بود.
don't listen to his tipu stories about being a millionaire.
به داستانهای تیپو او درباره بودن یک میلیونر گوش نده.
she called out the advertisement as pure tipu and filed a complaint.
او تبلیغ را به طور کامل تیپو خواند و شکایتی ثبت کرد.
their tipu about caring for the environment is exposed by their actions.
تیپو آنها درباره مراقبت از محیط زیست توسط اقداماتشان آشکار شد.
internet tipu spreads faster than the truth can travel.
تیپو اینترنتی سریعتر از آن است که راستی بتواند سریع شود.
his excuse was obvious tipu that nobody accepted.
عذر او یک تیپو واضح بود که هیچ کس آن را پذیرفته نمیکرد.
the documentary exposed years of corporate tipu about product safety.
مستند سالها تیپو کارآفرینی درباره ایمنی محصولات را آشکار کرد.
she refused to believe the tipu circulating about her colleague.
او باور نکرد به تیپویی که درباره همکارش گردش میکرد.
grandpa always told us to spot tipu in advertising claims.
دیدگاههای پدربزرگ همیشه ما را آموزش میداد تا تیپو در ادعاهای تبلیغاتی را شناسایی کنیم.
the tabloid's tipu about celebrity scandals sells many copies.
تیپو روزنامهنامه درباره اخبار گمراهکننده ستارهها باعث فروش زیادی میشود.
police warned citizens about tipu emails asking for bank details.
پلیس شهروندان را درباره ایمیلهای تیپو که از جزئیات بانکی پرسیده میشود هشدار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید