trashed my room
اتاقم را به هم ریختم
totally trashed
کاملاً به هم ریخته
trashed the car
ماشین را به هم ریختم
get trashed
به هم بریزم
trashed his career
حرفه اش را به هم ریختم
trashed and ruined
به هم ریخته و خراب شده
trashed the deal
معامله را به هم ریختم
being trashed
در حال به هم ریخته شدن
trashed my phone
گوشی ام را به هم ریختم
trashed it all
همه را به هم ریختم
the project was trashed after the funding was cut.
پروژه پس از قطع بودجه دور ریخته شد.
he trashed his hotel room in a fit of anger.
او در یک لحظه عصبانیت، اتاق هتل خود را به هم ریخت.
my hopes of getting the job were completely trashed.
امید من برای گرفتن شغل کاملاً از بین رفت.
the old building was trashed by vandals.
ساختمان قدیمی توسط خرابکاران از بین رفت.
don't trash my reputation with these lies!
با این دروغها اعتبار من را خراب نکنید!
the food was trashed because it had gone bad.
غذا دور ریخته شد چون فاسد شده بود.
they trashed the competition at the national finals.
آنها رقبای خود را در مسابقات ملی شکست دادند.
the band trashed the stage after the concert.
گروه بعد از کنسرت صحنه را به هم ریخت.
i trashed my workout routine last week.
هفته گذشته برنامه ورزشی خود را کنار گذاشتم.
the documents were trashed and unrecoverable.
اسناد دور ریخته شده و غیرقابل بازیابی بودند.
she trashed the idea of going on vacation.
او ایده رفتن به تعطیلات را کنار گذاشت.
trashed my room
اتاقم را به هم ریختم
totally trashed
کاملاً به هم ریخته
trashed the car
ماشین را به هم ریختم
get trashed
به هم بریزم
trashed his career
حرفه اش را به هم ریختم
trashed and ruined
به هم ریخته و خراب شده
trashed the deal
معامله را به هم ریختم
being trashed
در حال به هم ریخته شدن
trashed my phone
گوشی ام را به هم ریختم
trashed it all
همه را به هم ریختم
the project was trashed after the funding was cut.
پروژه پس از قطع بودجه دور ریخته شد.
he trashed his hotel room in a fit of anger.
او در یک لحظه عصبانیت، اتاق هتل خود را به هم ریخت.
my hopes of getting the job were completely trashed.
امید من برای گرفتن شغل کاملاً از بین رفت.
the old building was trashed by vandals.
ساختمان قدیمی توسط خرابکاران از بین رفت.
don't trash my reputation with these lies!
با این دروغها اعتبار من را خراب نکنید!
the food was trashed because it had gone bad.
غذا دور ریخته شد چون فاسد شده بود.
they trashed the competition at the national finals.
آنها رقبای خود را در مسابقات ملی شکست دادند.
the band trashed the stage after the concert.
گروه بعد از کنسرت صحنه را به هم ریخت.
i trashed my workout routine last week.
هفته گذشته برنامه ورزشی خود را کنار گذاشتم.
the documents were trashed and unrecoverable.
اسناد دور ریخته شده و غیرقابل بازیابی بودند.
she trashed the idea of going on vacation.
او ایده رفتن به تعطیلات را کنار گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید