vacuously true
به طور خالی درست است
vacuously satisfied
به طور خالی برآورده میشود
vacuously defined
به طور خالی تعریف شده است
vacuously holds
به طور خالی صدق میکند
vacuously satisfies
به طور خالی برآورده میکند
vacuously empty
به طور خالی خالی است
vacuously stated
به طور خالی بیان شده است
vacuously assumed
به طور خالی فرض شده است
vacuously implies
به طور خالی نتیجه میگیرد
vacuously meets
به طور خالی رعایت میشود
the statement is vacuously true because the condition is never met.
این بیان به طور خالی درست است زیرا شرط هرگز برقرار نمیشود.
the theorem vacuously holds for the empty set.
این قضیه به طور خالی برای مجموعه خالی برقرار است.
the hypothesis vacuously satisfies the requirement.
فرض به طور خالی نیاز را برآورده میکند.
the condition is vacuously satisfied in this case.
در این حالت شرط به طور خالی برقرار است.
the result is vacuously true given the constraints.
نتیجه با توجه به محدودیتها به طور خالی درست است.
the statement vacuously becomes true when x is zero.
وقتی x صفر باشد، این بیان به طور خالی درست میشود.
the definition vacuously includes the trivial case.
تعریف به طور خالی حالت ساده را شامل میشود.
the property vacuously applies to a single element.
این خاصیت به طور خالی به یک عنصر اعمال میشود.
the inequality is vacuously satisfied when n is negative.
وقتی n منفی باشد، نابرابری به طور خالی برقرار است.
the condition vacuously holds for the base case.
شرط به طور خالی برای حالت پایه برقرار است.
the statement vacuously proves the point.
این بیان به طور خالی مطلب را اثبات میکند.
vacuously true
به طور خالی درست است
vacuously satisfied
به طور خالی برآورده میشود
vacuously defined
به طور خالی تعریف شده است
vacuously holds
به طور خالی صدق میکند
vacuously satisfies
به طور خالی برآورده میکند
vacuously empty
به طور خالی خالی است
vacuously stated
به طور خالی بیان شده است
vacuously assumed
به طور خالی فرض شده است
vacuously implies
به طور خالی نتیجه میگیرد
vacuously meets
به طور خالی رعایت میشود
the statement is vacuously true because the condition is never met.
این بیان به طور خالی درست است زیرا شرط هرگز برقرار نمیشود.
the theorem vacuously holds for the empty set.
این قضیه به طور خالی برای مجموعه خالی برقرار است.
the hypothesis vacuously satisfies the requirement.
فرض به طور خالی نیاز را برآورده میکند.
the condition is vacuously satisfied in this case.
در این حالت شرط به طور خالی برقرار است.
the result is vacuously true given the constraints.
نتیجه با توجه به محدودیتها به طور خالی درست است.
the statement vacuously becomes true when x is zero.
وقتی x صفر باشد، این بیان به طور خالی درست میشود.
the definition vacuously includes the trivial case.
تعریف به طور خالی حالت ساده را شامل میشود.
the property vacuously applies to a single element.
این خاصیت به طور خالی به یک عنصر اعمال میشود.
the inequality is vacuously satisfied when n is negative.
وقتی n منفی باشد، نابرابری به طور خالی برقرار است.
the condition vacuously holds for the base case.
شرط به طور خالی برای حالت پایه برقرار است.
the statement vacuously proves the point.
این بیان به طور خالی مطلب را اثبات میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید