yanker

[ایالات متحده]/jæŋkə(r)/
[بریتانیا]/jæŋkər/

ترجمه

n.1. یک فرد یا چیزی که با کشیدن شدید یا کشش می‌کند؛ 2. (دیالکت) یک کشش یا لرزش ناگهانی و شدید.
شکل‌های واژه
جمعyankers

جملات نمونه

the fisherman gave a hard yanker on the fishing line.

چاله‌گر یک کشیدگی سخت روی خط ماهیگیری داد.

she felt a sudden yanker at her sleeve from behind.

او احساس کرد که از پشت یک کشیدگی ناگهانی روی دستش می‌دهند.

the dog gave a violent yanker on the leash.

سگ یک کشیدگی شدید روی کش‌کش داد.

he managed to yanker the stubborn nail out with pliers.

او با گوه‌های گوشت‌کش، موفق شد تا چکش‌گریز ناخن را بیرون بکشید.

a sharp yanker on the rope caused the picture to fall.

یک کشیدگی تیز روی طناب باعث افت عکس شد.

the impatient child gave a yanker on his father's coat.

کودک ناگهانی روی کت‌کش پدرش کشید.

the firefighter had to yanker the door open with all his strength.

مأمور آتش‌نشانی مجبور شد با تمام قوتش دریچه را باز کند.

she felt a powerful yanker at her ponytail as someone grabbed it.

وقتی کسی چرخ‌هایش را گرفت، او احساس کشیدگی قوی روی چرخ‌هایش را داشت.

the sailor delivered a mighty yanker to the thick rope.

نوردار یک کشیدگی قوی روی طناب ضخیم داد.

a sudden yanker dislodged the loose tooth without pain.

یک کشیدگی ناگهانی باعث افت چشمه‌ای که از جایش خارج شده بود شد، بدون درد.

the toddler's constant yanker tested her mother's patience.

کشیدگی‌های مداوم کودک گوشه‌ای از صبر مادرش را آزمایش کرد.

he felt a sharp yanker and spun around to see the culprit.

او احساس کشیدگی تیز کرد و به سمت مسبب آن چرخید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید