appose

[ایالات متحده]/əˈpəʊz/
[بریتانیا]/əˈpoʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v چیزها را در کنار هم یا نزدیک به هم قرار دادن؛ چیزی را با چیزی دیگر اضافه یا ترکیب کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلapposed
زمان گذشتهapposed
شکل سوم شخص مفردapposes
صفت یا فعل حال استمراریapposing

جملات نمونه

we often appose our ideas to stimulate discussion.

ما اغلب ایده‌های خود را مطرح می‌کنیم تا بحث را تحریک کنیم.

in the debate, they will appose different viewpoints.

در بحث، آنها دیدگاه‌های مختلف را مطرح خواهند کرد.

the artist decided to appose bright colors against dark backgrounds.

هنرمند تصمیم گرفت رنگ‌های روشن را در برابر پس‌زمینه‌های تیره مطرح کند.

it’s important to appose risks and benefits before making a decision.

قبل از تصمیم‌گیری، مطرح کردن خطرات و مزایا مهم است.

they appose their cultural traditions to modern practices.

آنها سنت‌های فرهنگی خود را در برابر روش‌های مدرن مطرح می‌کنند.

in literature, authors often appose characters to highlight differences.

در ادبیات، نویسندگان اغلب شخصیت‌ها را مطرح می‌کنند تا تفاوت‌ها را برجسته کنند.

to understand the issue better, we should appose various opinions.

برای درک بهتر موضوع، باید نظرات مختلف را مطرح کنیم.

in science, it is crucial to appose hypotheses to test their validity.

در علم، مطرح کردن فرضیه‌ها برای آزمایش اعتبار آنها بسیار مهم است.

they appose traditional methods with innovative techniques in their research.

آنها روش‌های سنتی را با تکنیک‌های نوآورانه در تحقیقات خود مطرح می‌کنند.

during the meeting, we will appose our strategies to find the best solution.

در طول جلسه، ما استراتژی‌های خود را مطرح خواهیم کرد تا بهترین راه حل را پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید