blow-ups

[ایالات متحده]/ˈbləʊˌʌp/
[بریتانیا]/ˈbloʊˌʌp/

ترجمه

n. تقاطع یک‌فاز (single phase intersection)

عبارات و ترکیب‌ها

blow-up doll

عروسک بادی

blow-up model

مدل بادی

blow-up fight

درگیری انفجاری

جملات نمونه

the news of his promotion caused a blow-up in the office.

خبر ارتقای او باعث ایجاد تنش در دفتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید