call-in

[ایالات متحده]/[ˈkɒl ɪn]/
[بریتانیا]/[ˈkɔːl ɪn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دعوت کردن کسی را به یک جایی یا وضعیت؛ یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی که گوش‌دهندگان یا تماشاگران می‌توانند با تماس تلفنی در مورد یک موضوع بحث کنند.
v. درخواست کردن از کسی که به یک جایی یا وضعیت بیاید؛ تماس تلفنی با یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی برای ابراز نظر یا پرسیدن سوال؛ گزارش دادن برای انجام کار یا وظیفه.
شکل‌های واژه
جمعcalls-in

عبارات و ترکیب‌ها

call-in show

نمایش تماس

call-in number

شماره تماس

call-in question

پرسش تماس

call-in line

خط تماس

call-in opportunity

فرصت تماس

call-in service

خدمت تماس

call-in time

زمان تماس

call-in guest

مهمان تماس

call-in now

تماس بزنید الآن

جملات نمونه

we encourage listeners to call-in with their questions about the new policy.

ما شنوندگان را تشویق می‌کنیم تا با پرسش‌های خود درباره سیاست جدید تماس بگیرند.

the show featured a call-in segment where viewers could share their experiences.

این نمایش یک بخش تماسی داشت که در آن مخاطبان می‌توانستند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

if you have a problem, feel free to call-in and speak to the expert.

اگر مشکلی دارید، لطفاً تماس بگیرید و با متخصص صحبت کنید.

the station received a high volume of call-in requests regarding the contest.

ایستگاه تعداد زیادی درخواست تماس دریافت کرد مربوط به مسابقه.

many people call-in to the radio show to offer their opinions on current events.

بسیاری از افراد به برنامه رادیویی تماس می‌گیرند تا نظرات خود درباره رویدادهای اخبار را ارائه دهند.

the therapist offered a call-in line for patients to ask for advice.

درمانگر یک خط تماس را برای بیماران ارائه داد تا مشاوره بگیرند.

due to technical difficulties, we had to temporarily suspend the call-in period.

به دلیل مشکلات فنی، باید مدت تماس را به طور موقت متوقف کنیم.

the company held a call-in meeting to address employee concerns.

شرکت یک جلسه تماسی برگزار کرد تا نگرانی‌های کارکنان را بررسی کند.

the doctor announced a weekly call-in hour for patients with general inquiries.

پزشک یک ساعت تماسی هفته‌ای را برای بیماران با سوالات عمومی اعلام کرد.

the politician held a call-in session to engage with voters directly.

سیاستمدار یک جلسه تماسی برگزار کرد تا مستقیماً با رای دهندگان تعامل داشته باشد.

we'll be taking call-in questions throughout the broadcast.

ما در طول پخش، پرسش‌های تماسی را دریافت خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید